ناگفته هایی از مهناز رئوفی

از همان تاریخی که مصاحبه کیهان با بنده آغاز شد و مطالب آن در چندین نوبت به چاپ رسید، بازخورد این حرکت را درپی جستجوهایی که در اینترنت داشتم به خوبی مشاهده کردم و قطع امید شدن تشکیلات بهایی آشکار شد و سینه دریدن و اوج عصبانیت خود را به گونه های مختلف بروز داد. آنان در نهایت ناامیدی و یأس متن مصاحبه را تغییر داده و به توهین و تمسخر ما پرداختند و برای خالی شدن خود از هر تهمت و افترایی دریغ نکردند و جالب اینجا بود وانمود می کردند که نگارنده در اثر فشار و تحت شکنجه از بهائیت کناره گرفته و علیه این فرقه کذایی اقدام به انتشار مطالب و مسائل درون تشکیلاتی می نماید. دائما در گوش عناصر خود خواندند که کتابهای مهناز رئوفی نوشته های خود او نیست بلکه به نام او چاپ می شود علیرغم آشنایی آنان با ادبیات و طرز نگارش و نحوه بیان بنده این چنین خود را از افشاگری ها و پرده دری ها مبرا می کردند تا این که کتاب «سایه شوم» به چاپ رسید و این کتاب خاطرات، راه هرگونه تهمتی را بست با این حال دشمن خیره سر دست از مضحکه خویش برنداشت. پس از انجام مصاحبه کیهان با بنده حقیر و چاپ آن در قسمت پاورقی از ارگان ها و مراکز فرهنگی زیادی با من تماس گرفتند. از حوزه های علمیه گرفته تا مدارس و دبیرستان ها از من خواستند که در جمع آنها حضور یافته و برایشان صحبت کنم. در جشن بزرگ عید فطر در حسینیه کربلایی های تهران حضور یافته به مدت دو ساعت در جمع گرم و صمیمی مردم به سخنرانی و پرسش و پاسخ پرداختم. در جمع دانشجویان و اساتید حوزه علمیه کوثر تهران سخنرانی نموده و به سؤالات پاسخ دادم. در مسجد بزرگ حضرت ولی عصر (عج) واقع در شهرک شهید محلاتی (مینی سیتی) تهران در جمع پانصد نفری مردم به افشاگری و روشنگری پرداختم. در همان شهرک در دبیرستان ها و سایر حوزه های علمیه نیز حضور یافته علیه تشکیلات بهایی سخن سرایی کردم. در رادیو معارف در برنامه قبیله تزویر طی شش جلسه روزهای دوشنبه به مدت سه ربع صدای من در کل ایران پخش می شد آیا این فعالیت ها و اقدامات نیز به اجبار صورت گرفت. اگر آثار و نوشتجات مرا به دیگران نسبت می دهند برای اینگونه فعالیت های زنده چه پاسخی دارند؟! در سایت های متعلق به بهائیان فرافکنی و ترور شخصیت که یکی از بارزترین خصائل فرقه گریست به عنوان یک عکس العمل پرخاشگرانه فرقه ای با دو هدف صیانت از بهائیان و تهدید آنها نسبت به خروج از فرقه بهائیت و ایجاد انزوا در اینجانب و بعضا اتهامات بسیار ناروا، زشت و رکیک چیزی که در جامعه خودشان به وفور وجود دارد و امری کاملا عادی محسوب می شود به اینجانب نسبت داده اند. مصداق بارز آن عمل مواقعه آقای شهمیرزادی به دخترش است که منتخب حسینعلی بهاء به عنوان ایادی امرالله بود و سپس وارونه جلوه دادن واقعیت ها و به استهزا کشیدن اقدام اینجانب و روزنامه وزین کیهان و فضاسازی بهائیان علیه حقایق درون تشکیلات بهائیت. لازم می دانم در جهت تنویر اذهان مسلمین نکاتی را که حاصل ۲۵ سال دوران بهائیگری است عرضه نمایم. فرقه بهائیت مثل سایر فرق دنیا به اندازه وابستگی اعضاء به فرقه به انسان ارزش می دهد در غیر این صورت دستگاه ارزش گذاری او را به یک ضد ارزش تبدیل می کند. چگونه است در زمانی که در بین بهائیان بودم از هر لحاظ مورد قبول و تائید سران تشکیلات بودم اما به محض خروج از این فرقه تبدیل به کسی شده ام که در سایت ها هر تهمتی را به او نسبت می دهند. در فرقه ارزش انسان به میزان دانش، صلاحیت، توانمندی و لیاقت نیست بلکه به میزان سرسپردگی فرد به رهبری تشکیلات ارزیابی می شود و رهبری فرقه هیچگونه رابطه ای را جز با خودش برنمی تابد. در این فرقه که خود را به نام دین معرفی می کند کدامیک از خصائل فرقه گری یافت نمی شود و در کدام فرقه خصلتی هست که در بهائیت نیست؟ بعد از مصاحبه با کیهان عصبانیت تشکیلات همه هویت این فرقه را برملا کرد. افراط در خشونت و وحشی گری یکی از خصائل فرقه هاست و اینها با رفتار ددمنشانه خود نسبت به متبریان به اثبات می رسانند که تا چه پایه انساندوست هستند. ارزش و اعتبار انسان ها بر مبنای وفاداری و تبعیت بی چون و چرا از رهبری فرقه و میزان خدمت به منافع صهیونیسم است نه به انسانیت و تقوای آنها سران تشکیلات مرا بهانه قرار دادند تا بتوانند به اعضای وابسته هر آنچه را می خواهند القاء کنند. ترویج توهم، ترس و اضطراب ناشی از جدایی از فرقه آنچنان مشهود بود که تاکنون چندین نامه به دست من رسیده حاکی از این که ما بهایی زاده هستیم و از بهائیت منزجریم اما جرأت ابراز عقیده نداریم، این چه آزادی عقیده ای است؟ بهائیت همه شاخص های یک فرقه را داراست و هرکس در هر فرقه ای که باشد اگر کتاب مسلخ عشق و سایه شوم را مطالعه کند بی تردید تصدیق خواهد کرد که بهائیت یک فرقه سیاسی است همانطور که خوانندگان عزیز اذعان دارند، ویژگی های فرقه ها در کل دنیا مشابه هم است و آنان که آشنایی مختصری در باب فرقه شناسی دارند این ویژگی ها را به خوبی می شناسند. فرقه ها ضمن آن که تلاش می کنند در بیرون جذاب باشند، در درون سوءاستفاده گرند و بهائیت کاملا از این ویژگی برخوردار است. در فرقه بهائیت از تکنیک های پیچیده کنترل ذهنی و عضوگیری استفاده می کنند. در فرقه بهائیت به مردم حقه می زنند تا آنها را جذب کنند و آنها را فریب می دهند تا در فرقه نگه دارند. بهائیت یک فرقه سیاسی است با آفرینش دین جدید جهت فریب مردم، چرا که آنها از کنترل ذهن استفاده می کنند نه از آنچه که به آن اعتقاد دارند. دیده بان فرقه بهائیت یا پدیده کنترل ذهن، یک ابزار جادویی است که می تواند اراده آزاد افراد را از آنها بگیرد یعنی افراد را به نوعی به رباط کنترل از راه دور تبدیل می کند مثل القائاتی که بر افراد دارد که اگر از فرقه خارج شوید چنین و چنان می شود و تهدیدهایی اینگونه. در تکنیک بازسازی فکری ابتدا نقطه نفرت ایجاد می کنند سپس خود را به عنوان جایگزین به فرد تحمیل می نمایند و برای عضوگیری متوسل به دروغ و فریب می شوند چرا که اگر واقعیات بیان شود تبلیغ و صیانت به مخاطره می افتد. در فرقه بهائیت وابستگان براساس آنچه که به آنها القاء شده است رفتار می کنند مثل ابراز خوشحالی در عین بدبختی. در فرقه بهائیت هر کس ترغیب می شود تا مراقب اعضای خانواده باشد و گزارش هر آنچه را می بیند به مافوق خود اطلاع دهد. در فرقه بهائیت اطلاعات علمی افراد را کنترل می کنند، تفکرات غیرفرقه ای را با برچسب های مختلف مثل مستهجنات روحی یا ادبیات کفرآمیز کنار می زنند. در بهائیت مشغله های زیادی از طریق پروگرام های تشکیلاتی ملاقات های مکرر برای خسته کردن و تلف کردن وقت افراد ایجاد می کنند. در فرقه بهائیت جلسات پر جلوه می شود و فشار بی وقفه و شدید وجود دارد. بهائیت علاوه بر آن که ساخته مستقیم صهیونیست ها و در جهت منافع آنهاست، تهدیدی برای سلامت فکر و جان خانواده و جامعه نیز هست. و اینک هزاران فرد گرفتار و اسیر چنگال های اختاپوسی این فرقه مخوف هستند و من به عنوان فردی که از این فرقه رهایی یافته و با تمام وجود معنی آزادی را درک می کند به مسلمانان آزاد و رها از امر و نهی توصیه می کنم مراقب فرزندان خود باشند مبادا بهائیان با وسوسه های فریب انگیز آنها را به دام اندازند و آنان را برای همیشه از نعمت آزادی و انسانیت محروم نموده و به ربات های تحت اختیار تبدیل کنند. در آخر لازم می بینم از سایت های همراه و همسو کمال تشکر را به جا آورده و همچنین از روزنامه کیهان به علت این همه دقت، تیزبینی و اطلاع رسانی بجا و کامل در موقعیت زمانی مناسب و همچنین فرصتی که به من و امثال من برای ابراز عقیده می دهند صمیمانه تشکر می کنم و به خوانندگان عزیز کیهان نوید می دهم که در آینده ای نه چندان دور رمان دیگری جهت روشنگری بیشتر ارائه خواهم نمود و در ضمن برای مصاحبه و سخنرانی در مجامع مختلف تلاش می کنم و بدین طریق به همه بهائیان اعلام می کنم که در این جلسات حضور یابند و فریب تشکیلات را نخورند. با امید فرج آقا امام زمان (عج) در اسرع زمان. والسلام علیکم و رحمه الله. مهناز رئوفی


نظر بگذارید