رابطه دین و سیاست در بهائیت

نویسنده : سید مصطفی تقوی
پیش از پرداختن به موضوع «بهاییت و رابطه دین و سیاست»، دیدگاه رسمی بهاییت درباره ی «رابطه دین و سیاست» را به نقل از «عبدالبهاء»، برگرفته از رساله ی سیاسیه بازگو می کنیم. سپس به نقد و بررسی آن در حوزه ی نظر و عمل می پردازیم.
عبدالبهاء در رساله ی یاد شده می نویسد: « انجمن انسانی را تربیت و عنایت مربی حقیقی لازم، و نفوس بشری را ضابط و رابط و مانع و رادع و مشوق و سائق و جاذب واجب،… و این رادع و مانع، و این ضابط و رابط، و این قائد و سائق، به دو قسم منقسم؛ حافظ و رادع اول قوه ی سیاسیه است که متعلق به عالم جسمانی و مورث سعادت خارجه ی عالم انسانی است و سبب محافظه ی جان و مال و ناموس بشری و علت عزت و علو منقبت هیئت جامعه ی این نوع جلیل است. و مرکز رتق و فتق این قوای سیاسیه، و محور دایره ی این موهبت ربانیه، خسروان عادل و امنای کامل و وزرای عاقل و سران لشکر با سل هستند. و مربی و ضابط ثانی عالم انسانی، قوه ی قدسیه ی روحانیه و کتب منزله ی سمائیه و انبیای الهی و نفوس رحمانی و علمای ربانی… بنیان این وظایف مقدسه بر امور روحانی رحمانی و حقایق وجدانی است. تعلقی به شئون جسمانی و امور سیاسی و شئون دنیوی نداشته… مدخلی در امور حکومت و رعیت و سائس و مسوس نداشته و ندارد… چه که امور سیاست و حکومت و مملکت و رعیت را مرجع محترمی است و مصدر معین، و هدایت و دیانت و معرفت و تربیت و ترویج خصائل و فضائل انسانیت را مرکز مقدسی و منبع مشخصی. این نفوس تعلقی به امور سیاسی ندارند و مداخله نخواهند… این مسئله چون بنیان مرصوص، در کتاب الهی منصوص است. و به این نص قاطع و برهان لامع کل، باید اوامر حکومت را خاضع و خاشع، و پایه سریر سلطنت را منقاد و طاعئع باشند. یعنی در اطاعت و عبودیت شهریاران، رعیت صادق و بنده ی موافق باشند.» (1)
این گفتار، جهان نگری و انسان شناسی گوینده ی آن را به روشنی بیان می سازد. به عبارت دیگر، بنیانهای نظری و مبانی تئوریک عبدالبهاء برای تبیین جدایی دین از سیاست به حساب می آیند که به ادعای او چون بنیانی «مرصوص در کتاب الهی منصوص» اند! بر پایه ی چنین مبانی عقیدتی است که او برای جامعه ی ایران و علمای آن حکم صادر کرده که «وظیفه ی علما و فریضه ی فقها مواظبت امور روحانیه و ترویج شئون رحمانیه است و هر وقت علمای دین مبین و ارکان شرع متین در عالم سیاسی مدخلی جستند و رأیی زدند و تدبیری نمودند تشتیت شمل موحدین شد و تفریق جمع مؤمنین گشت، نائره ی فساد برافروخت و نیران عناد جهانی را بسوخت، مملکت تاراج و تالان شد و رعیت اسیر و دستگیر عوانان.» (2) او برای اثبات این بخش از مدعای خود با اشاره به سقوط سلسله ی صفویه و شکست ایران از روسیه در دوره ی فتحعلی شاه قاجار این حوادث را نتیجه مداخله ی علما در امور حکومت در اواخر دوره ی صفویه و جنگهای ایران و روس می داند. (3)
………………………………………………………
جهت دریافت متن کامل مقاله بر روی عنوان آن کلیک نمائید


قتل امیرکبیر و گسترش بهائیت

155سال پیش درروز 18دی ماه سال1230هجری شمسی میرزا تقی خان امیرکبیر ملقّب به امیرنظام سیاستمدار و صدراعظم با تدبیر و میهن پرست دوره قاجار به دستور ناصرالدین شاه به قتل رسید.
امیر در امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی اصلاحات زیربنایی انجام داد و در این موارد لیاقت و میهن پرستی خود را آشکار کرد. تأسیس دارالفنون به منظور آموزش جوانان مستعد ایرانی و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیّه از جمله اقدامات مهم فرهنگی امیر کبیر به شمار می‎روند.
در میان خدمات بی شمار امیرکبیر خدمتی ویژه به چشم می خورد و آن سرکوب و دفع فتنه بابیان در اوایل دوران سلطنت ناصرالدین شاه و صدارت ایشان است به طوری که بابیان کینه و عداوت خاصی از این مرد بزرگ به دل گرفته اند.
……………………………………………………..
جهت دریافت کامل متن بر روی عنوان پست کلیک نمائید .


عبدالبهاء در حال دریافت لقب سر

عبدالبهاء ( امام اول بهائیان )
در حال دریافت لقب سر از دولت انگلیس
همان لقبی چند وقت پیش سلمان رشدی ( نویسنده کتاب آیات شیطانی ) بدان مفتخر گردید .
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


بهائیت و دخالت در سیاست

با سلام خدمت تمام همراهان وبسایت حقیقت جوی حقیقت بهائیت آری اینبار بدون شرح بر بالای منبر جهانی نشستیم تا شرح آن را شما خوبان به نگارش درآورید نوشتیم تا بهائیان بخوانند و باز بگویند بهائیت ، دخالت در سیاست ، نه این وصله ها به ما نچسبیده ، و نخواهد چسبید . آری شما گفتید و جوانان با شعور و فهم این مرز و بوم هم لابد باور می کنند . باری ….. این شما و این هم نمونه ای از رجال بهایی دوران پهلوی

امیر عباس هویدا ــــــــــ ‌وزیر دارایی


فرقه بهایی و مالکیت ارضی

بخش قابل توجهی از بهائیان ایران روستائیان فقیری بودند که در روستاهای اربابان و مالکان بهائی زندگی می‌کردند. تعداد قابل توجهی از این‌گونه روستاها در سراسر ایران وجود داشت که یا ملک بهائیان ثروتمند بود یا از موقوفات بهائی.
از مالکین بزرگ بهائی در دوران متأخر قاجار، می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: میرزا محمدحسین خان معتمددیوان کواری (فارس) و دو برادرش میرزا عبدالحسین خان و موقرالدوله (پسران میرزا احمد خان، از خاندان افنان)، لطفعلی خان کلبادی (سردار جلیل) رئیس ایل کلبادی مازندران، قاسم خان عبدالملکی (هژبرالدوله) رئیس ایل عبدالملکی مازندران، و ابراهیم خان ابتهاج‌الملک گرگانی (بزرگ مالک گیلان).


بهائیت یک حزب سیاسی

امام خمینی (ره) در سال 1341 فرقه ضاله بهائیت را یک حزب سیاسی خواندند و اینک که به مدد پیروزی انقلاب اسلامی اسناد بسیاری از روابط این فرقه با صهیونیست ها افشا شده، صحت این نظریه بیش از پیش اثبات گردیده است.
رژیم پهلوی برای مسافرت سران محافل متعدد بهائیان ایران از نقاط مختلف ایران به لندن و شرکت در انتخابات جهانی «بیت العدل» تسهیلات ویژه ای قائل شد و به هربهائی که عازم این سفر می گردید، مبلغ پانصددلار ارز با تخفیف ویژه و نیز تخفیف قابل توجهی در بهای بلیط رفت و برگشت هواپیما درنظرگرفته و پرداخت می کرد.


شوقی و تشکیل اسرائیل

در دوران رهبری شوقی افندی که مصادف با تشکیل حکومت اسرائیل بود، برای اولین بار نام ” ارض اقدس” و “مشرق الاذکار” اصلی را از زبان او می شنویم. و این شاید به چند دلیل باشد،

1- بابیان و بهائیان به خاطر مخالفتهائی که در ایران با آن روبرو شده بودند و برخوردهای خونینی که با مسلمانان داشتند، با پیروان این آئین بیش از گروهها و دسته های دیگر کینه توزی می کردند و هنوز هم می کنند. بابیان و بهائیان توسل به زور را برای پذیرفتن آئین خویش منع کرده بودند، مگر در مورد مسلمانان که مال و جان و ناموس آنان را مباح اعلام کرده بودند و حتی آنان را شکنجه می دادند و به شهادت می رسانیدند.( گزارشات نماینده سیاسی انگلیس در ایران در زمان محمد علی شاه قاجار به وزیر خارجه انگلیس) این امر البته می تواند به نوعی انتقامجوئی و کینه توزی توجیه شود.