آئین بهائی فرقه ای پر از تناقض

در تکمیل مبحث بهاییت، در این مقاله مختصر، و برای آخرین بار من صرفا به کتب موثق بهایی که در همه محافل آنها در دسترس است، و حتی الامکان فقط کتب نوشته شده توسط دو شخص اول بهاییت یعنی آقای علی محمد شیرازی ملقب به باب و میرزا حسینعلی ملقب به بها استناد میکنم. البته اینها دلیل بر حقانیت اسلام نیستند ولی برای انسانهایی که میخواهند حرفها را بشنوند و از میان آنها بهترین را انتخاب کنند، تا حدی کارساز است، تا این حد که بیشتر از این دنبال تحقیق در این فرقه که تا این حد دچار تناقض شده را نگیرند و اگر بدنبال دین میگردند، به تحقیق در ادیان آسمانی بپردازند نه در گروههای سیاسی !
…………………………………………
جهت دریافت مقاله بر روی عنوان مقاله کلیک نمائید .


عقاید علی محمد باب

بعلت پریشان گوئی های سید علی محمد باب شاید بدرستی نتوان عقاید او را تشریح کرد اما میتوان عمدة عقاید و دعویهای‌ علی‌ محمد که‌ غالباً مبهم‌ و پیچیده‌ است را ‌چنین دانست
1. در کتاب بیان خود را برتر از همه انبیای الهی معرفی کرده و مظهر نفس پروردگار خوانده است ( 1)
2. باب خود را مؤسس‌ دورة جدید نبوت‌ می‌خواند( 2)
3. او خاتمیت‌ پیامبر اسلام‌(ص‌) را که تا روز قیامت تداوم دارد پذیرفته اما از دیگر سو معتقد بود که قیامت برای هر دیانتی آغاز دوره ای جدید از نبوت توسط پیام اوری دیگر است «از یوم‌ بعثت‌ رسول‌الله‌(ص‌) تا یوم‌ عروج‌ او قیامت‌ عیسی‌(ع‌) بود
…………………………………….
جهت دریافت کامل مقاله بر روی عنوان آن کلیک نمائید


معاد و قیامت و بهشت و دوزخ در بهائیت

در اعتقادات بهائی اگرچه به دنیای دیگر توجهی شده و برای بعد از این دنیا هم دنیای دیگری تصور شده است اما از معاد به مفهوم قیامت و رستاخیز که در فرهنگ واندیشه اسلامی مطرح است خبری نیست رهبران و مبلغین بهائی با توجیه و تأویل نابجا و خارج از ایات قرآن مجید در موضوع معاد مدعی دلالت این معانی بر ظهور باب و بها شده اند و اما اگر بخواهیم خلاصه ای از آراء و اعتقادات باب و بهائیت را در باب معاد و قیامت وبهشت و دوزخ جویا شویم خلاصه آن چنین می شود که
……………………………………………………………………..
جهت دریافت متن کامل مقالهبرروی عنوان مقاله کلیک نمایئد .


اخلاق در بهائیت

دوست عزیز از قدیم بهائیت یک ضرب المثل را توشه راه خود قرار داده است و البته که به آن خوب عمل می کند .

از قدیم می گویند

یک هندونه بگذار زیر بغلش

دو تا بگذار پشت گردنش

و امام صادق(ع) در حدیث عنوان بصری چه زیبا فرموده اند که گردن خود را پل قرار ندهید .

آیا صرف داشتن اخلاقی نیکو دلیلی بر این است که تمام موارد اعم از فردی و اعتقادی را زیر سوال برد .

لازم است مطلبی را باز گو کنم که افراد در برخورد با مخاطب چهار گونه اند:
……………………………………………………………….
جهت دریافت متن کامل مقاله بر روی عنوان مطلب در بالا کلیک نمائید .


عدد ۱۹ و خرافه های بهائیت

بهائیان عدد 19 را مقدس می دانند، تعداد ماههای سال نزد آنها 19 می باشد و هر ماه را 19 روز می دانند. علی محمد باب که خرافه گرایی در آثار او مشهود است بسیاری از نام گذاری ها را بر اساس حروف ابجد و اعداد تنظیم میکرد ازجمله حروف ” حی ” که اولین فریب خوردگان او هستند و یا وقتی جانشین برای خود تعیین کرد فردی را که نام او معادل با نام” وحید ” است یعنی ” یحیی صبح ازل ” برادر حسینعلی نوری را مطرح کرد و بسیاری موارد دیگر. این خرافه گرایی به میرزا حسینعلی بهاء هم سرایت کرده و او هم چنین افاضاتی دارد ازجمله : در کتاب اقدس ص41 می گوید: ” تجدید کردن اثاث خانه در هر 19 سال بر شما واجب است. ” این خرافه گرایی در بهائیت که به شکل های مختلف رایج است باعث شده تا نوعی بی هویتی و بی ملیتی در بهائیت شکل گیرد. ……………………………………………………..
جهت دریافت متن کامل مقاله بر روی عنوان پست کلیک کنید .


انطباق اعتقادات بهائی با علم و عقل

آیا اعتقادات بهائیت با موازین علمی و عقلی منطبق است؟

هر پیامبری که از طرف خدا مبعوث شده است، علاوه بر درستی معجزات، پیامهایی مطابق با موازین عقلی، علمی و فطری از ناحیه خدا برای بشر آورده و آنها را برای مردم ابلاغ نموده است. هیچ پیامبری از طرف خداوند مطالب متضاد نیاورده است، بهائیت نه تنها هیچ معجزه ای برای اثبات نبوت نداشته بلکه تمام اعتقادات آنان برخلاف معیارهای عقلی،‌ علمی و فطری می باشند، که نمونه ای از این موارد بیان می گردد:

زمانی که سید علی محمد باب در تبریز بود، حاکم آن دیار حمزه میرزا تصمیم ملاقات با علی محمد باب را می گیرد تا او را بیازماید، میرزا در مجلسی که برای این کار بر پا کرده بود، از علی محمّد می پرسد که پیامبران خدا وحی و الهام را از یاد می برند یا نه؟ علی محمّد فراموشی وحی و الهام را از روان انبیاء انکار می کند. میرزا از او سخنانی در شأن مجلس از سوی خداوند می خواهد. علی محمد کلماتی را که در آنها ذکری از نور و سراج و زجاج بوده می خواند و نویسنده ای از معتمدان حمزه آنها را یادداشت می کند