<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حقیقت بهائیت</title>
	<atom:link href="http://www.baharoom.com/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.baharoom.com</link>
	<description>محیطی آرام بر پایه علم و عقل برای متحریان حقیقت در بهائیت</description>
	<lastBuildDate>Fri, 05 Mar 2010 20:12:23 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مبارزات حق طلبانه آیت اله برغانی</title>
		<link>http://www.baharoom.com/239.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/239.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 20:12:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگینامه علمای مبارز]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله برغانی]]></category>
		<category><![CDATA[بابیه]]></category>
		<category><![CDATA[شهید ثالث]]></category>
		<category><![CDATA[شیخیه]]></category>
		<category><![CDATA[متصوفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[عمر شریف آیت اله برغانی در راه احقاق حق و ابطال باطل سپری شد. وی در راه مبارزه با باطل و دفاع از حق و حقیقت لحظه‌ای کوتاهی نکرد و به عنوان سرباز راستین امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) پیوسته در حال مبارزه بود که به طور مشخص به موارد ذیل اشاره می‌شود:
..................................................................................
جهت دریافت متن کامل بر روی عنوان مقاله کلیک کرده .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به زندگی نامه آیت الله برغانی در مقاله ای به طور مفصل اشاره گردید و در این پست اشاره ای می گردد به مبارزات آیت الله محمد تقی برغانی معروف به <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a><br />
 عمر شریف آیت اله برغانی در راه احقاق حق و ابطال باطل سپری شد. وی در راه مبارزه با باطل و دفاع از حق و حقیقت لحظه‌ای کوتاهی نکرد و به عنوان سرباز راستین امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) پیوسته در حال مبارزه بود که به طور مشخص به موارد ذیل اشاره می‌شود:<br />
۱- در روزگاری که وی در تهران دارای کرسی تدریس و مقام فتوا بود، بر اثر بی‌کفایتی فتحعلی‌شاه قاجار و شکست ایران در جنگ اول ایران و روس (۱۲۲۸ هـ .ق) ولایات شمال ایران به اشغال روس‌ها در آمده بود و انگلستان و فرانسه شدیداً در ایران رقابت داشتند و انگلستان در امور داخلی ایران دخالت می‌کرد.<br />
این حوادث، خشم <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> را برانگیخت و برای نخستین بار، مسأله ولایت فقیه از طرف ایشان مطرح شد. همین مسأله شاه قاجار را با دشواری مواجه کرد. از این روی، علمای طراز اول تهران را به کاخ گلستان دعوت کرد. در حضور شاه، جلسه‌ای تشکیل شد. <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> در این جلسه، مسأله رهبری فقها را در عصر غیبت کبری عنوان کرد.<br />
این مسأله مورد تأیید برخی از فقهای حاضر در جلسه قرار گرفت. شاه شدیداً از شهید ثالث ناراحت شد و در پی آن دستور تبعید وی و دو برادرش، شیخ محمدصالح و ملاعلی برغانی را به عراق صادر کرد .<br />
آیت اله برغانی پس از تبعید، کربلا را مسکن خویش قرار داد و به زعامت دینی اشتغال یافت. وی مدت زمانی نیز به همین صورت در نجف اقامت گزید. هنگامی‌که شیخ جعفر صاحب کشف الغطاء، عازم ایران شد، شهید ثالث و برادران او را همراه خود به ایران آورد و نزد فتحعلی شاه قاجار برای آنها وساطت کرد. شاه قاجار وساطت شیخ جعفر را با این شرط پذیرفت که برغانی‌ها در دارالخلافه تهران اقامت نگزینند.<br />
شهید ثالث قزوین را مقر نهضت علمی خود قرار داد و مدرسه و مسجدی در آنجا بنا کرد که طلاب علوم دینی از اطراف و اکناف به محضرش می‌شتافتند .<br />
شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌نویسد: «&#8230; بین شهید ثالث و فتحعلی شاه نفرت و ناسازگاری ایجاد شد که متعاقب آن، شهید تهران را ترک کرد و در قزوین اقامت گزید .»<br />
به هرحال، آن‌چه مسلم است این است که شهید ثالث از عالمان شجاعی بود که به تکلیف خود عمل می‌کرد و از ملامت ملامت‌گران و قدرت قدرت‌مندان زمانه نمی‌هراسید و محافظه‌کاری و عافیت طلبی به هیچ عنوان در زندگی آن بزرگوار، جایی نداشت.<br />
۲- ایشان به خصوص در زمانی‌ که در قزوین سکنی گزیده بود، هم‌چون سایر علمای زمانه، به رفع خصومت بین مردم اقدام می‌کرد و در صورت لزوم حکم شرعی را بیان می‌کرد و هم‌چنین به اجرای حدود می‌پرداخت و همین مسأله باعث رنجش صاحبان زر و زور از ایشان می‌شد که حتی گاهی تصمیم به قتل وی می‌گرفتند.<br />
۳- یکی از مبارزات ارزنده شهید ثالث، مبارزه با صوفیه بود که این امر به مزاج درباری‌ها خوش نمی‌آمد. مهدی بامداد می‌نویسد:<br />
«چون نسبت به <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%85%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%81%d9%87">متصوفه</a> نیز تعرضات شدید داشته و در محضر و منبر به تکفیر و تحقیرشان سخن همی گفت، در ایام سلطنت محمدشاه مورد تنفر خاطر سلطانی و حاجی میرزا آقاسی گشت .»<br />
بدیهی است که مبارزه آیت اله برغانی با صوفیه خوشایند حاجی میرزا آقاسی صوفی که صدراعظم و معتمد و همه کاره محمدشاه بود، نباشد و ایشان در تحریک شاه علیه شهید ثالث نقش داشته باشد.<br />
۴- مبارزه با <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae%db%8c%d9%87">شیخیه</a>: آیت اله برغانی در مبارزه با این گروه منحرف به دو شیوه علمی و عملی تمسک جست. مبارزه علمیش را با مناظره با بنیانگذار <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae%db%8c%d9%87">شیخیه</a> آغاز کرد تا وی را به لحاظ علمی خلع سلاح کند و پوچی ادعاهایش را به ویژه برای علما روشن کند و مبارزه عملیش را با تکفیر احسایی شروع نمود. وی این کار را به منظور حفظ و حراست عموم شیعیان انجام داد تا آنها در دام تفکر انحرافی شیخ احمد و طرفدارانش نیفتند. به تعبیر دیگر وی می‌خواست با این کار، احسایی و طرفدارانش را رسوا سازد تا توده شیعیان فریب عقاید انحرافی آنان را نخورند و هم‌چنان در صراط مستقیم مذهبی تشیع که حافظان و مروّجان آن، در زمان غیبت علما هستند، حرکت کنند.<br />
فتوای مجتهد برغانی، نقطه عطفی در تاریخ شیعه به شمار می‌رود؛ چون به دنبال آن مجتهدان مشهور دیگری وارد میدان شدند و حکم شهید ثالث را تأیید و تصدیق کردند: از جمله آقا سید محمد مهدی فرزند آقا سیدعلی (صاحب ریاض) حاج ملا محمدجعفر استرآبادی، آخوند ملا آقای دربندی (صاحب اسرار الشهادۀ) شریف العلما مازندرانی (استاد شیخ انصاری) آقا سید ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط)، شیخ محمدحسین (صاحب فصول) و شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) .<br />
پیروی علمای بزرگ جهان تشیع از شهید ثالث و تأیید و تأکید آنها مبنی بر تکفیر احسایی، نشانه موقعیت بالای اجتهادی و فقاهتی وی در عصر خود به شمار می‌رود. هم‌چنین همین تأیید و تأکید آنها گواهی است روشن بر انحراف فکری و عقیدتی احسایی بدیهی است که تلاش‌های آیت اله برغانی و سپس سایر علما علیه او و طرفدارانش، باعث مفتضح شدن <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae%db%8c%d9%87">شیخیه</a> در جهان تشیع گشت و آنها را به شدت تحت فشار قرار داد و منزوی ساخت.<br />
تلاش گسترده آیت اله برغانی علیه شیخیه ادامه یافت و پس از مرگ احسایی، جانشین آن یعنی  سیدکاظم رشتی نیز از طرف آن بزرگوار تکفیر شد و در مجامع و منبر مورد طعن و لعن ایشان واقع گشت .<br />
۵- مبارزه با <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%87">بابیه</a>: پس از مرگ سید کاظم رشتی، عده‌ای از شیخیه، طوق اطاعت سید علی‌محمد شیرازی را به گردن آویختند و وی را پیشوای خود ساختند. وی نخست ادعای ذکریت و بعد ادعای بابیت (یعنی باب علوم و معارف الهی و راه اتصال به امام دوازدهم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) و سپس ادعای مهدویت نمود و بتدریج ادعای نبوت و شارعیت کرد و مدعی وحی و دین جدید شد و بالاخره این ادعا را به ادعای نهایی ربوبیت و حلول الوهیت پایان بخشید .<br />
به هرحال، فعالیت بابی‌ها، علمای شیعه و به ویژه آیت اله برغانی را نگران ساخت و به همین جهت وی دگربار به میدان آمد و فتوای تاریخی خود را در تکفیر این فرقه، صادر کرد. شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌نویسد:<br />
«در عصر شهید ثالث، بابی‌ها سر به شورش برداشتند و طغیان و فساد کردند و خون بی‌گناهان را به زمین ریختند. در این هنگام وی شجاعانه در مقابل آنان ایستاد و بر کفر و نجاست آنان فتوا صادر کرد و گمراهی آنها را بر مردم اعلان نمود و آنان را در پیش چشم مردم خوار و ذلیل کرد .»<br />
هم‌چنین میرزا محمد تنکابنی در این رابطه می‌نویسد:<br />
«در سال آخر [عمر شهید ثالث] به جهت شیوع مذهب باب، آن جناب غالباً بر بالای منبر به وعظ مردم اشتغال داشت و مردم را از سوء حال باب تحذیر و آن طایفه را تکفیر می‌فرمودند .»<br />
دو گزارش فوق‌الذکر به روشنی نشان می‌دهد که فعالیت آیت اله برغانی، در مقابل فرقه ضاله بابیت تا چه اندازه شدید بوده است و ایشان چه اندازه در قبال دین مردم احساس وظیفه می‌کرده و تلاش می‌نموده تا ایتام آل محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از صراط مستقیم خارج نشوند و گرفتار امثال باب نگردند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/239.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیخیه در یک نگاه</title>
		<link>http://www.baharoom.com/235.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/235.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 19:54:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شیخیه]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله برغانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید ثالث]]></category>
		<category><![CDATA[شیخ احمد احسایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=235</guid>
		<description><![CDATA[فرقه شیخیه، براساس تعالیم شیخ احمد احسایی، در نیمه اول قرن سیزدهم هجری قمری، به وجود آمد. پیروان این فرقه، مجموعاً از مردم بصره، حله، کربلا، قطیف، بحرین و بعضی از شهرهای ایران بودند . اساس این مذهب، مبتنی بر امتزاج تعبیرات فلسفی قدیم متأثر از آثار سهروردی با اخبار آل محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است . آموزه‌های شیخ احمد، علاوه بر آنکه مایه انشعاب داخلی فرقه شد، زمینه‌ساز پیدایش دو فرقه منحرف «بابیت» و «بهائیت» نیز گردید .
نام دیگر این فرقه، کشفیه می‌باشد. کشفیه حاکی از کشف و الهامی است که شیخ (برای خودش) و اتباعش (برای وی) مدعی بودند . سید کاظم رشتی، جانشین شیخ احمد در وجه تسمیه شیخیه به «کشفیه» می‌نویسد:
...............................................
جهت دریافت متن کامل پست بر روی عنوان مقاله کلیک نمائید . ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">فرقه شیخیه، براساس تعالیم <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c">شیخ احمد احسایی</a>، در نیمه اول قرن سیزدهم هجری قمری، به وجود آمد. پیروان این فرقه، مجموعاً از مردم بصره، حله، کربلا، قطیف، بحرین و بعضی از شهرهای ایران بودند . اساس این مذهب، مبتنی بر امتزاج تعبیرات فلسفی قدیم متأثر از آثار سهروردی با اخبار آل محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است . آموزه‌های شیخ احمد، علاوه بر آنکه مایه انشعاب داخلی فرقه شد، زمینه‌ساز پیدایش دو فرقه منحرف «بابیت» و «بهائیت» نیز گردید .<br />
نام دیگر این فرقه، کشفیه می‌باشد. کشفیه حاکی از کشف و الهامی است که شیخ (برای خودش) و اتباعش (برای وی) مدعی بودند . سید کاظم رشتی، جانشین شیخ احمد در وجه تسمیه شیخیه به «کشفیه» می‌نویسد:<br />
«مراد از شیخی یا کشفی، اصحاب شیخ بزرگوار الشیخ احمد بن زین‌العابدین احسایی می‌باشند و منسوبین به آن به کشفیه موسومند، چرا که خداوند سبحان، حجاب جهل و کوری در دین را از بصیرت‌ها و چشم‌های ایشان برداشته و ظلمت شک و ریب را از قلوب و ضمایر آنها برطرف کرده است .»<br />
این فرقه به «پشت سریه» ـ در مقابل «بالا سریه» ـ موسومند. شیخیه را بدین جهت پشت سریه می‌نامیدند که نامبرده [شیخ احمد] در حائر شریف حسینی با پیروان خود، پشت سر مبارک نماز می‌خوانده، لیکن مخالفان او طرف بالا سر مبارک به اقامه جماعت می‌پرداختند و آنها را بالا سریه می‌نامیدند .»<br />
حاج محمد کریم‌خان کرمانی ـ از رهبران شیخیه ـ در این بابا می‌نویسد:<br />
«چون شیخ مرحوم مادام که در کربلا بودند، نماز را به جهت حرمت امام(علیه السلام)، پشت سر امام می‌کردند&#8230; و مخالفان ایشان برعکس ایشان، مساوی با امام ایستادن را تجویز کردند، بلکه پیش روی قبر امام، نماز کردن را تجویز کردند&#8230; و حاصل آنکه بالاسری کسی است که شیخ را و سید را و اتباع ایشان را در اقتدا کافر می‌داند .»<br />
مناظره علمی آیت اله برغانی با <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c">شیخ احمد احسایی</a><br />
زمان این رویداد به سال‌های آخر زندگی احسایی باز می‌گردد. وی در زمانی که از کرمانشاه، عازم مشهد بود (سال ۱۲۷۳ هـ.ق) گویا در میانه راه، چندی در قزوین توقف داشت . علمای قزوین در نماز به وی اقتدا می‌کردند و او مورد احترام آنان بود. تا این‌که روزی به بازدید <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> رفت.<br />
پس از طی تعارفات مرسومه، برغانی و احسایی در رابطه با معاد مناظره کردند. شهید قائل به معاد جسمانی با بدن عنصری و شیخ قائل به معاد با بدن هور قلیایی بود که در نهایت با مداخله یکی از شاگردان شیخ، جلسه با تلخی خاتمه یافت.<br />
این جریان در قزوین منتشر شد و بالتبع رکن الدوله علینقی میرزا حاکم قزوین نیز از آن باخبر گشت. وی خواست بین برغانی و احسایی آشتی ایجاد کند. لذا محفلی ترتیب داد و علمای قزوین و نیز شهید و شیخ را دعوت کرد. اما تلاش‌های حاکم قزوین مؤثر واقع نشد و این بار شهید به طور صریح و قاطع، شیخ را تکفیر کرد. پس از این جریان، احسایی به ناچار قزوین را ترک کرد. علاوه بر <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a>، علمای دیگری نیز به تکفیر احسایی پرداخته‌اند که از ذکر آنها خودداری می‌شود.<br />
تکفیر احسایی توسط ملا محمدتقی برغانی، نقطه عطفی هم در زندگی برغانی و هم در زندگی احسایی محسوب می‌شود. زیرا تکفیر برغانی موجب گشت تا علمای دیگری نیز به تکفیر احسایی بپردازند و این امر سبب شد تا احسایی به لحاظ موقعیت دینی، علمی و اجتماعی در سراشیبی سقوط اقرار گیرد. این تکفیر در زندگی برغانی نیز از این جهت نقطه عطف محسوب می‌شود که وی از این به بعد با حدت و شدت زاید الوصفی به مبارزه با احسایی و طرفدارانش پرداخت و مورد کینه و عداوت شیخیه واقع گشت.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/235.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیت الله محمد تقی برغانی ( شهید ثالث )</title>
		<link>http://www.baharoom.com/229.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/229.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 19:14:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگینامه علمای مبارز]]></category>
		<category><![CDATA[بابیه]]></category>
		<category><![CDATA[شهید ثالث]]></category>
		<category><![CDATA[شیخ احمد احسایی]]></category>
		<category><![CDATA[شیخیه]]></category>
		<category><![CDATA[طاهره قزوینی]]></category>
		<category><![CDATA[علی محمد باب]]></category>
		<category><![CDATA[قره العین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد تقی برغانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=229</guid>
		<description><![CDATA[آنچه در این مقاله می خوانید : 
ـــ پیشینه خانوادگی آیت الله شیخ محمدتقی برغانی
ـــ تولد آیت اله شیخ محمدتقی برغانی (شهید ثالث )
ـــ تحصیلات آیت الله برغانی 
ـــ بازگشت و حضور به ایران
ـــ آثار علمی آیت الله محمد تقی برغانی
ـــ آیت اله برغانی در نگاه علما و دانشمندان
ـــ فرزندان دانشمند آیت اله برغانی
ـــ شاگردان آیت الله برغانی 
ـــ عصر شهید ثالث و جنبش‌های فکری
ـــ شهادت آیت الله برغانی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #800000;">در جوامع مذهبی و سنتی، طبقه و قشر روحانی از جایگاه خاصی برخوردار می‌باشند، لذا علمای شیعه بخصوص از آغاز غیبت کبری تاکنون، نقش شایان توجهی در بسط و گسترش مذهب حقه شیعه، ایفا کرده‌اند و همواره مورد توجه شیعیان بوده و از نفوذ و اقتدار خود، نهایت استفاده را برای خدمت به اسلام و مسلمین نموده‌اند. با روی کار آمدن پادشاهان صفوی که برای اولین بار در کل ایران، مذهب تشیع بعنوان مذهب رسمی اعلام گردید، بطور طبیعی و قهری، میدان فعالیت برای علمای شیعه آماده‌تر شد.<br />
در دوران سلسله قاجاریه نیز، نقش روحانیت و موضع‌گیری‌های آنها در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بسیار حائز اهمیت و قابل توجه و تأمل می‌باشد. آیت اله شیخ محمد تقی برغانی از جمله عالمان این دوره است که نقش بسیار زیادی در هدایت و ارشاد مردم و مبارزه با افکار انحرافی شیخیه و <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%87">بابیه</a> ایفا کرده و سرانجام در این راه به شهادت رسیده است.<br />
اکنون به بررسی زندگینامه این عالم جلیل‌القدر می‌پردازیم:<br />
 <br />
آنچه در این مقاله می خوانید :<br />
ـــ پیشینه خانوادگی آیت الله شیخ محمدتقی برغانی<br />
ـــ تولد آیت اله شیخ محمدتقی برغانی (<a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> )<br />
ـــ تحصیلات آیت الله برغانی<br />
ـــ بازگشت و حضور به ایران<br />
ـــ آثار علمی آیت الله <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%aa%d9%82%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%ba%d8%a7%d9%86%db%8c">محمد تقی برغانی</a><br />
ـــ آیت اله برغانی در نگاه علما و دانشمندان<br />
ـــ فرزندان دانشمند آیت اله برغانی<br />
ـــ شاگردان آیت الله برغانی<br />
ـــ عصر <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> و جنبش‌های فکری</span></span> </p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #800000;">ـــ شهادت <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%ab%d8%a7%d9%84%d8%ab">شهید ثالث</a> </span></span> </p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-229"></span></span> </p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></p>
<p style="text-align: right;">
<strong><span style="color: #800000;">ــــ پیشینه خانوادگی آیت الله شیخ محمدتقی برغانی</span></strong><br />
پدر شیخ محمد تقی، آیت اله ملامحمد ملائکه برغانی (م ۱۲۰۰ هـ .ق) فرزند شیخ مولی محمد تقی بن شیخ مولی محمدجعفر بن مولی شیخ محمدکاظم، مولدش طالقان، منشأش قزوین و مدفنش برغان و از علما و حکمای شیعه و از مراجع تقلید بود. مقدمات علوم عربی و فنون ادب را از علمای قزوین فرا گرفت. سپس فقه و اصول و حدیث را در حوزه درس پدرش (م ۱۱۸۶ هـ .ق) و سیدنصراله حائری (م ۱۱۵۸ هـ .ق) و دیگران آموخت. حکمت و فلسفه را از حوزه درس شیخ اسماعیل خواجوئی (م ۱۱۷۳ هـ .ق) و دیگران بهره‌مند گشت. سال‌ها در شهر مقدس کربلا به تدریس و فتوی و مرجعیت امور دینی گذراند. در سفری که به قصد زیارت حضرت رضا(علیه السلام) به ایران آمده بود، در قزوین از ایشان خواستند که در آن شهر بماند و پذیرفت و در آنجا به تدریس و زعامت، اشتغال یافت.<br />
از حوادث مهم تاریخی زندگی وی، برخورد او با جریان اخباریه می‌باشد. قزوین در قرن دوازدهم هجری قمری مانند بیشتر شهرهای شیعه نشین در عراق و ایران دچار اختلافات اخباری و اصولی بود و شهر در آن زمان به دو قسمت تقسیم شده بود و فاصل بین این دو قسم، رودخانه بازار بود.<br />
در قسمت شرق رودخانه، اصولی‌ها و در قسم غرب آن، اخباریه مستقر بودند. اخباری‌های قزوین از طرف‌داران و شاگردان ملاخلیل قزوینی (م ۱۰۸۹) اخباری متعصب معروف بودند. این کشاکش بر طرز تفکر طلاب علوم دینی هم سایه افکنده بود و طلاب علوم دینی و حتی افاضل اخباریه در عقیده خویش متعصب بودند؛ به طوری‌که هیچ‌گاه شخصی از آنان، کتب علمای اصولی را بدون دستمال، دست نمی‌زد، از بیم آنکه مبادا دستش نجس شود.<br />
در چنین جوی در حدود سال ۱۱۶۵ هـ .ق، شیخ یوسف بحرانی، صاحب حدائق (م ۱۱۴۸ هـ .ق) شیخ اخباریه در عصر خود، در طی هجرتش به کربلا در سر راه خویش، وارد قزوین شد و مورد استقبال اخباریه قرار گرفت. آیت اله ملامحمد ملائکه برغانی، به عنوان زعیم علمای قزوین و در عصر اصولیون، با صاحب حدائق دیداری کرد و با او مناظره و بحث نمود و درباب اجتهاد، او را مجاب کرد و این برخورد باعث شد تا صاحب حدائق که از علمای اخباری متعصب و تندرو بود، تغییر عقیده داده و مشرب اخباری معتدل، اختیار نماید.<br />
این مناظره و مباحثه، انعکاس زیادی یافت و از طبقه علماو فضلا به عامه مردم سرایت نمود و ولوله بزرگ در شهر به راه انداخت. در نتیجه اخباریه به منزل آیت اله ملامحمد برغانی هجوم بردند تا وی را به قتل برسانند. اما به ایشان دسترسی نیافتند و خانه و کتابخانه او را آتش زدند. پس از دخالت مأموران دولتی، برغانی را از قزوین به برغان تبعید کردند. ایشان اولین شخصی است از این خاندان که به «برغانی» شهرت یافت. وی سر سلسله آل برغانی می‌باشد و دارای چهار فرزند بنام‌های شیخ آقا و یا ملاآقا، ملا محمدتقی، ملا محمدصالح، و ملاعلی بود. آیت اله ملامحمد ملائکه برغانی از خود، آثاری باقی گذاشته است از جمله آنها بنا و توسعه مسجد جامع برغان که یکی از بزرگترین مساجد آن سامان می‌باشد و به طرز زیبا و هنری بنا شده و تارخی مسجد و توسعه بنا در کتیبه درب شرقی مسجد با خط ثلث زیبا با کاشی اطراف در ورودی مزیّن شده است. وی هم‌چنین مؤلفات و مصنفاتی نگاشته است؛ از جمله تحفۀ‌الابرار فی تفسیر القرآن در دو جلد بزرگ و کتاب الدرر الثّمین در امامت . وی در برغان از دنیا رفته و قبر شریفش جنبه مزاریت دارد .<br />
<span style="color: #800000;"><strong>تولد آیت اله شیخ محمدتقی برغانی (شهید ثالث</strong></span><br />
در حدود سال ۱۱۷۲ هـ . در خانه آیت اله ملامحمد ملائکه ـ در روستای برغان ـ نوزادی پابه عرصه گیتی گذاشت که نامش را «محمدتقی» نهادند .<br />
ـــ تحصیلات آیت الله برغانی<br />
آیت اله برغانی، تحصیلات اولیه‌اش را در برغان و قزوین فرا گرفت و بعد به اصفهان عزیمت کرد و در آنجا در پیش آخوند ملا آقا بیدآبادی (م: ۱۱۹۷ هـ .ق) به فراگیری علوم عقلی مشغول شد. سپس عازم عتبات عالیات شد و به حلقه درس آقا باقر بهبهانی حائری (م: ۱۲۰۵ هـ . ق) پیوست و از ایشان بهره‌ها برد.<br />
در این هنگام، بر اثر شیوع بیماری «وبا» در عراق، به موطن خود مراجعت کرد.<br />
برای تکمیل تحصیلات خویش، به شهر مقدس قم رفت و به جمع شاگردان میرزا ابوالقاسم قمی، صاحب قوانین (م: ۱۲۳۱ هـ .ق) پیوست. بعد به اصفهان رفت و در آن شهر مسکن گزید و علوم عقلی را در محضر ملاعلی نوری (م: ۱۲۴۶ هـ .ق) به پایان رساند و مشغول تدریس الشواهد الربوبیه ـ از تصانیف ملاصدرا ـ شد . بر اثر احاطه فراوان به آرا سلف و نظریات صدرالمتألهین و حسن تقریر و طلاقت لسان و حجت بیان، جمع زیادی از دوستداران علوم عقلی در محضرش زانوی شاگردی زده و بهره می‌بردند. بعد از مدتی، اصفهان را به سوی کربلای معلی ترک نمود و به حوزه درس سیدعلی طباطبایی (م: ۱۲۲۱ هـ .ق) صاحب ریاض ملحق شد و از محضر آن بزرگوار بهره‌مند گشت. پس از آن عازم نجف اشرف شد و از حوزه درسی شیخ جعفر کبیر (م: ۱۲۲۸ هـ .ق) صاحب کشف الغطاء، سال‌ها استفاده نمود .<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ـــ بازگشت و حضوردر ایران</strong></span><br />
آیت اله برغانی، پس از سال‌ها تحصیل در عتبات عالیات و دریافت اجازه از مشایخ خود، به ایران بازگشت و در تهران سکنی گزید. در تهران کرسی تدریس داشت و مقام افتا از آن او بود. طلاب علوم دینی، از اطراف و اکناف، برای بهره‌وری و استفاده، پیش وی آمدند و بر گردش حلقه زدند .<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ـــ آثار علمی آیت الله برغانی</strong></span><br />
آیت اله برغانی، روزها مشغول تدریس، تألیف، ترویج دین، تبلیغ شریعت و هدایت مردم بود و از نیمه‌های شب بر می‌خاست و به مسجد می‌رفت و تا صبح به عبادت و مناجات می‌پرداخت .<br />
او آشنا به فنون نگارش بود و آثار بسیار ارزشمندی خلق کرد و به یادگار گذاشت که مشهورترین آنها عبارت است از:<br />
۱- کتاب «منهج الاجتهاد» عربی. دائرۀ المعارف گونه فقه شیعه، در ۲۴ جلد بزرگ که تمامی ابواب فقه از طهارت تا دیات را در بردارد .<br />
تألیف جلد اول این کتاب، در ماه ذی الحجۀ الحرام سال ۱۲۲۶ هـ .ق آغاز شده و در قریه برغان، مسقط الرأس وی، در جمادی الاول، سال ۱۲۲۷ هـ . ق به انجام رسیده است.<br />
تألیف این دائرۀ المعارف گونه فقهی، سال‌ها طول کشیده است .<br />
مرحوم میرزا محمد تنکابنی می‌نویسد: در آن زمان که مؤلف در دارالسلطنه قزوین تحصیل می‌نمودم، شهید مشغول با تمام تألیف این کتاب بودند و دیدن و بازدید و عروسی و عزا، همه را ترک کرده بود و به تألیف کتاب منهج مشغول بود، مگر روزها بجهت وقت عصر، مقدار دو ساعت به غروب مانده می‌نشستند و به مرافعات اشتغال داشتند و سایر اوقات را به تألیف مشغول بودند .<br />
این اثر نفیس از منابع مهم فقهای شیعه در تحقیقات فقهی و فتاوی آنان بود و نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های متعددی موجود می‌باشد .<br />
توجه علما به این کتاب، نشانگر قدرت علمی شهید ثالث است، به طوری که فقیه بزرگواری مثل صاحب جواهر در هنگام تألیف جواهر، وقتی که به کتاب الجهاد رسید، کتاب الجهاد شهید برغانی را امانت گرفت و در تحریر کتاب خود از آن استعانت نمود .<br />
۲- کتاب شرح الشرایع: این کتاب که یک جلد بزرگ است، تمامی ابواب فقه را در بردارد و در سال ۱۲۲۶ هـ .ق تألیف شده است.<br />
۳- یک دوره فقه فارسی از طهارت تادیات .<br />
۴- عیون الاصول. این کتاب دو جلد است و بیشتر این دو جلد در نقد قوانین میرزای قمی می‌باشد .<br />
۵- شرح الروضۀ. عربی.<br />
۶- شرح بر معالم. عربی.<br />
۷- ملخص العقاید. این کتاب یک جلد بزرگ می‌باشد و موضوعش کلام است.<br />
۸- رسالۀُ فی صلاۀ الجمعۀ.<br />
۹- رسالۀُ فی عدم وجوب هبۀ الولی مدۀ منقطعۀ المولی علیه.<br />
۱۰- کتاب دیات. فارسی.<br />
۱۱- رساله‌ای در نماز قضا.<br />
۱۲- رسالۀ القضاء عن الاموات.<br />
۱۳- مجالس المتقین. این کتاب درباره مطالب اخلاقی است که مشتمل بر ۵۰ مجلس می‌باشد. تاریخ نگارش آن سال ۱۲۵۸ هـ . ق است.<br />
۱۴- رساله‌ای در طهارت.<br />
۱۵- رساله‌ای در نماز و روزه .<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ـــ آیت اله برغانی در نگاه علما و دانشمندان</strong></span><br />
۱- علامه امینی، صاحب الغدیر:<br />
«نمونه یک فقیه کامل و مظهر تقوی و پرچم‌دار دانش وهدایت بود و از قهرمانان فرزانه اسلام و دانشمندان محقق و مجاهدان کم‌نظیری که دین و دانش رهین خدمات ونید ».<br />
۲- میرزا محمد تنکابنی:<br />
«&#8230; جامع معقول و منقول، ماهر در علم فروع و اصول، مفخر ارباب عقول &#8230; بلَّغه الله اعلی درجات الکرامۀ » «عالم عامل و فقیه عادل و جامع مجامع و جوامع علوم اکامل افاضل اماثل، نحریر فاضل باذل ».<br />
۳- آقا بزرگ تهرانی، صاحب الذریعۀ:<br />
«هو&#8230; الشهیر بالشهید الثالث من جهابذۀ علماء الامامیۀ و مشاهیر فقهائهم المجاهدین فی هذا القرن؛ او که مشهور به شهید ثالث است، از بزرگان علمای شیعه و از فقهاء معروف آنان است و از مجاهدین این قرن می‌باشد .»<br />
۴- ملاحبیب الله شریف کاشانی:<br />
«&#8230; کان عالماً فاضلاً کاملاً جامعاً مجتهداً نحریراً&#8230;؛ عالمی فاضل، دارای کمال و جامعیت و مجتهدی ماهر بود .»<br />
۵- میرزا محمدباقر موسوی خوانساری و شیخ عباسی قمی:<br />
«الاخوان الفاضلان الکاملان الفقیهان الباذلان الحاج مولانا محمدتقی و الحاج مولانا محمدصالح البرغیان القزوینیان&#8230;؛ دو برادر فاضل، دارای کمال، دو فقیه سخاوتمند، سروران ما: حاج محمد تقی و حاج محمدصالح برغانی قزوینی&#8230;<br />
۶- علامه محمدعلی مدرس تبریزی:<br />
«&#8230; از اکابر علمای شیعه می‌باشد&#8230; بسیار عابد و زاهد و با تقوی و شب زنده‌دار بود، اوقاتش در ترویج احکام دین و تخرتب اساس مبتدعین معروف شد، مواعظ وی مورد حیرت حاضرین از هر طبقه بود .»<br />
۷- شیخ محمدشریف رازی:<br />
«&#8230; از علما بزرگ عالم تشیع بود، و در امر فقاهت و بحث، ید طولایی داشته .»<br />
۸- شیخ محمد حرزالدین:<br />
«&#8230; کان عالماً ادیباً فذّاً مجاهداً آمراً بالمعروف ناهیاً عن المنکر لا یخشی سلطان عصره فتح علی شاه القاجاری&#8230;؛ &#8230; او مردی دانشمند، ادیب، یگانه، مجاهد، آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از پادشاه زمانش فتحعلی شاه قاجاری، هراسی نداشت&#8230; .»<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ـــ فرزندان دانشمند آیت اله برغانی</strong></span><br />
۱- آیت اله میرزا ابوالقاسم؛ (متوفی: بعد از ۱۳۰۰ هـ .ق) ایشان پسر بزرگ شهید ثالث بودند.<br />
۲- آیت اله حاج شیخ صادق؛ (متوفی: ۱۳۱۱ هـ .ق).<br />
۳- آیت اله شیخ محمدباقر؛ (متوفی: ۱۲۸۰ هـ .ق).<br />
۴- آیت اله حاج شیخ عیسی؛ (متوفی: ۱۳۳۹ هـ .ق).<br />
۵- حجت الاسلام آقامحمد امام جمعه.<br />
۶- حجت الاسلام آقا شیخ عبداله امام جمعه.<br />
۷- حجت الاسلام آقا شیخ کاظم.<br />
۸- حجت الاسلام آقا شیخ جعفر؛ (متوفی: ۱۳۰۶ هـ .ق).<br />
۹- ثقۀ الاسلام آقا میرزا محمود.<br />
۱۰- ثقۀ الاسلام آقا تقی.<br />
۱۱- حاج میرزا حسن .<br />
۱۲- ام کلثوم برغانی (۱۲۲۴-۱۲۶۸ق).<br />
او از بانوان فقیه و محدث می‌باشد که فقه، اصول و حدیث را پیش پدر و عمویش، حکمت و فلسفه را ملا آقا حکمی قزوینی و عرفان را پیش عمویش فرا گرفت.<br />
وی زن میرزا عبدالوهاب برغانی قزوینی بود. او در کربلا، قزوین و تهران، تدریس می‌نمود.<br />
ایشان در سال ۱۲۶۸ هـ. ق، کتابخانه شخصی خود را وقف کرد و تولیت آن را به عهده همسرش قرار داد. «تفسیر فاتحۀ الکتاب» از آثار وی می‌باشد.<br />
نوادگان آیت اله برغانی هم، از دانشمندان برجسته قزوین، قم، کربلا و شهرهای دیگر بودند که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می‌شود.<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ــــ شاگردان آیت الله برغانی </strong></span><br />
با وجود این‌که آیت اله برغانی، در شهرهای اصفهان، کربلا، نجف، تهران و قزوین، به تدریس اشتغال داشت، اما با کمال تأسف، شرح حال نگاران به معرفی شاگردان ایشان چندان نپرداخته و در بین شاگردانش بیشتر از فرزندان وی و میرزامحمد تنکابنی و سید محمدحسین قزوینی یاد نموده‌اند.<br />
تنکابنی دارای آثار علمی زیادی است؛ از جمله «تذکرۀ العلما» و «قصص العلما».<br />
سید محمدحسین قزوینی، بعضی از مجلات کتاب «منهج الاجتهاد» آیت اله برغانی را استنساخ نمود و بر کتاب «لعان» استادش، تعلیقاتی نوشت .<br />
<span style="color: #800000;"><strong>ـــ عصر شهید ثالث و جنبش‌های فکری</strong></span><br />
در اروپا ماشین بخار، اختراع می‌شود. انقلاب صنعتی غرب پدید می‌آید. دولت انگلیس، برای بازاریابی کالاهای خود و تهیه مواد اولیه، کمپانی هند شرقی را تأسیس می‌نماید.<br />
شعبه‌های این کمپانی در دو سوی خلیج فارس، از بصره تا بوشهر و بحرین و مسقط، افتتاح می‌شود. در این هنگام، برای مشغول نمودن ذهن و فکر مسلمان‌ها به دور نگاه داشتن آنها از مسائل که در اطراف و اکناف می‌گذرد، مبلغان مسیحی، به طرف شرق سرازیر می‌شوند و هم‌چنین در جهان اسلام، دو جریان تند افراط و تفریط، بر مبنای یک تفکر غلط، شکل گرفت. جریان‌هایی که فتنه‌های گوناگون و خونریزی‌های زیادی را در پی داشت و هنوز هم، آثار آن دو جریان منحوس، در جهان اسلام باقی است.<br />
نخستین حرکت، وهابیه بود که براساس افکار عالم حنبلی مذهب به نام: محمد بن عبدالوهاب نجدی (۱۱۱۵-۱۲۰۶ هـ .ق) شکل گرفت دومین جنبش جریان <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%db%8c%d8%ae%db%8c%d9%87">شیخیه</a> است که براساس افکار شیخ احمد بن زین‌الدین احسایی (۱۱۶۶-۱۲۴۱ هـ .ق) شیعی مذهب پی‌ریزی شد . </p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #800000;"><strong>ـــ شهادت شهید ثالث</strong></span> </p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #800000;"><strong>آیت الله برغانی، شهید راه دفاع از عقاید حقه<br />
</strong><span style="color: #000000;">مجتهد برغانی، با صلابت و استوار در مقابل <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%87">بابیه</a> ایستاد و همین امر موجب شد که آنان کینه عجیبی نسبت به وی داشته باشند و در نهایت نتوانستند وجود او را تحمل کنند و لذا نقشه قتل ایشان را کشیدند .<br />
شهید نیمه شبی طبق معمول از خانه به مسجد رفت و به عبادت و راز و نیاز مشغول گشت، نزدیکی‌های سپیده دم دسته‌ای از تروریست‌های بابی بر سر او ریختند و در حالی‌که به مناجات و راز و نیاز مشغول بود، وی را مورد حمله قرار داده و مجموعاً هشت زخم برایشان وارد ساختند. شدت جراحات وارده به حدی بود که پس از دو روز شهید شد .<br />
شهر قزوین یک پارچه سیه‌پوش شد و مردم عزادار گشتند. پیکر مطهر آن عالم بزرگ در ۱۵ ذی القعده ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هـ .ق در جوار ملکوتی شاهزاده حسین این شهر به خاک سپرده شد.<br />
شهادت آن پیرمرد فرزانه بازتاب وسیعی در جهان تشیع ایجاد کرد و در واقع تمام شیعیان را عزادار ساخت و حوزه‌های علمیه شیعه در ایران، هندوستان، عراق و لبنان به سوگواری پرداختند و شعرای عرب، عجم، هند و ترک، قصائدی در رثای وی سرودند؛ از جمله شاعر عرب درویش علی بغدادی از مشاهیر شعرای عراق، قصیده‌ای در وجه تشابه بین شهادت شهید ثالث و امیرالمؤمنین(علیه السلام) سروده و قاتلان وی به ابن ملجم تشبیه کرده است. ترجمه مطلع آن چنین است:<br />
«تقی» آن پرهیزگار، اگر پسندیده خصال و نیکو سیرت از دنیا رفت، چه باک! در شهادت، سرمشق از «حیدر» امیرالمؤمنین گرفت و قاتلش بدین کار، مثل ابن ملجم </span><strong>گشت .</p>
<p></strong> </p>
<p></span></p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/229.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گاوهایی در صورت بشر</title>
		<link>http://www.baharoom.com/227.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/227.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 08:37:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تعالیم 12 گانه بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[بهائيت]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالبهاء]]></category>
		<category><![CDATA[وحدت عالم انسانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=227</guid>
		<description><![CDATA[وحدت مقوله ای خوش خط و خال است که در برخورد اول هر انسان دوستی را جذب خود کرده است و هر شخصی که در پی برقراری صلح و عدالت جهانی باشد به تبع آن باید در جهت وحدت قدم گذارد اما گاهی اوقات این واژه نیز دست خوش فرقه سازان و مدعیان دروغین قرار گرفته است و از وحدت استفاده های ابزاری برده اند . نمونه ای از این سوء استفاده ها را ما می توانیم در فرقه ضاله بهائیت مشاهده نمائیم . و آنچه در این پست می آید ابتدا وحدت حقیقی می باشد که مورد توجه اسلام بوده  و سپس به نمونه ای از مصداق بارز وحدت عالم انسانی در بهائیت خواهیم پرداخت  که توجه خوانندگان عزیز و همراهان حقیقت بهائیت را به این مطلب جلب می کنیم . 
............................................................
جهت ادامه مطلب روی عنوان پست کلیک کنید .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">به مناسبت هفته وحدت </span></span></p>
<div><span style="font-size: small;"></p>
<div><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></div>
<p> </span></div>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;">وحدت در نگاه بهائیت</span></span></strong></p>
<p><span style="font-size: small;">وحدت مقوله ای خوش خط و خال است که در برخورد اول هر انسان دوستی را جذب خود کرده است و هر شخصی که در پی برقراری صلح و عدالت جهانی باشد به تبع آن باید در جهت وحدت قدم گذارد اما گاهی اوقات این واژه نیز دست خوش فرقه سازان و مدعیان دروغین قرار گرفته است و از وحدت استفاده های ابزاری برده اند . نمونه ای از این سوء استفاده ها را ما می توانیم در فرقه ضاله بهائیت مشاهده نمائیم . و آنچه در این پست می آید ابتدا وحدت حقیقی می باشد که مورد توجه اسلام بوده  و سپس به نمونه ای از مصداق بارز <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c">وحدت عالم انسانی</a> در بهائیت خواهیم پرداخت  که توجه خوانندگان عزیز و همراهان حقیقت بهائیت را به این مطلب جلب می کنیم . <br />
<a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c">وحدت عالم انسانی</a> در قرآن کریم :<br />
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما ‏رِجالاً کَثیراً وَ نِساء<br />
هان ای مردم! از خداوندی که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس، همسرش را خلق کرد و از آن دو، زنان و مردان را در زمین بپراکند، بترسید.<br />
در این آیه ی شریفه، آشکارا آمده است که همه ی مردم از یک نسل اند و نژادپرستی عقیده ای شیطانی است. در آیه دیگر چنین می خوانیم:<br />
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ ‏أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ<br />
هان ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.<br />
پیامبر خدا هم در ماجرای فتح مکه چنین فرمود:<br />
ُ إِنَّ اللَّهَ أَذْهَبَ نَخْوَةَ الْعَرَبِ وَ تَکَبُّرَهَا بِآبَائِهَا وَ کُلُّکُمْ مِنْ آدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ وَ أَکْرَمُکُمْ ‏عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ‏<br />
‏ همانا خداوند نخوت عرب و تکبر او را نسبت به پدرانش از میان برد و همگی شما از آدم اید و آدم هم از خاک است.<br />
به این ترتیب اسلام در آن روزگار که نژادپرستی در جوامع بشری غوغا می کرد و حتی در یک جامعه، میان افراد تفاوت فاحش بود<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong>واما روی اول سکه در بهائیت ، شعار بی عمل</strong> </span></span></p>
<p><span style="font-size: small;">همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار<br />
عاشروا مع الأدیان بالروح و الریحان</span></p>
<p><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff0000;"><strong>روی دوم سکه در بهائیت : اهانت به سیاهان آفریقا<br />
</strong></span>یکی از مصداق های  <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c">وحدت عالم انسانی</a>، دیدگاه نژادپرستانه ی بهائیت است که برخلاف شعار فریبنده  و ادعای دروغین وحدت عالم انسانی، حکایت از وجود این منظر پلید و غیر انسانی در عقاید بهائیت دارد.<br />
در اوائل قرن بیستم، جناب <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a1">عبدالبهاء</a> در سخنرانی خود، برای خودشیرینی یا هر هدف دیگری که داشته، در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه ی آنان با سیاهان آفریقایی، چنین افاضه می کند:<br />
مثلا چه فرق است میان سیاهان افریک و سیاهان امریک اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ ‏ ‏(خطابات ، ص ۱۱۹) . ‏<br />
آری سردمداران وحدت عالم انسانی در بهائیت سیاهان آفریقایی را گاوهایی در صورت انسان نامیده است. این است وحدت عالم انسانی؟ و باید یک کلام به این کلام پاسخ داد : جناب <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%a1">عبدالبهاء</a> دست مریزاد!</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/227.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سالهای مشروطه</title>
		<link>http://www.baharoom.com/221.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/221.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Feb 2010 09:36:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بانک اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای مشروطه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سالهای مشروطیت]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=221</guid>
		<description><![CDATA[خبرگزاری فارس: فرقه ضاله بهائیت به دلیل پخش یک مجموعه تلویزیونی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به انتقاد از این سازمان پرداخت.

به گزارش سرویس "فضای مجازی " خبرگزاری فارس، اعضای فرقه ضاله بهائیت طی بیانیه‌ای خشم خود را نسبت به اقدامات روشنگرانه صداو سیما در خصوص معرفی حقایق تاریخی اعلام کردند. 

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><br />
<span style="color: #333399;">خبرگزاری فارس: فرقه ضاله بهائیت به دلیل پخش یک مجموعه تلویزیونی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به انتقاد از این سازمان پرداخت.</span></span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #333399;">به گزارش سرویس &#8220;فضای مجازی &#8221; خبرگزاری فارس، اعضای فرقه ضاله بهائیت طی بیانیه‌ای خشم خود را نسبت به اقدامات روشنگرانه صداو سیما در خصوص معرفی حقایق تاریخی اعلام کردند.<br />
سایت ضدانقلابی رادیو زمانه در این باره نوشت؛ تلویزیون ایران در ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مجموعه‌ای تلویزیونی به نام &#8220;سال‌های مشروطه &#8221; پخش کرده که به اعتقاد بهائیان، فقط اتهام علیه آن‌ها می‌باشد.<br />
در این خبر ضمن شرم آور خواندن اقدام صداو سیما از نمایش این سریال به عنوان یک برنامه تبلیغاتی روشمند و رو به گسترش نظام جمهوری اسلامی ایران یاد شده است.<br />
گفتنی است؛ شبکه ۳ سیما همزمان با آغاز دهه فجر سریال سال‌‌های مشروطه را به کارگردانی محمد ورزی به آنتن پخش سپرد.<br />
در این سریال، زندگی ۵ پادشاه ایران در مدت ۷۰ سال روایت می‌شود و در آن ۱۳۰ شخصیت مختلف حضور دارند. پیش تولید این سریال از خردادماه شروع و مردادماه هم کار تصویربرداری در لوکیشن‌های مختلفی چون کاخ گلستان، کاخ سعدآباد، کاخ نیاوران، شهرک سینمایی غزالی، شهرک سینمایی دفاع مقدس، بازار سعدالسلطنه، باغ فین کاشان، دهکده کن و باغ ملک و&#8230; آغاز شده است. تصویربرداری این سریال دی ماه امسال به پایان رسید.</span></span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"> </span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/221.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی بر فرقه ضاله بهائیت</title>
		<link>http://www.baharoom.com/218.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/218.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2010 08:21:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهائیت و عصر پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[بهائيت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=218</guid>
		<description><![CDATA[بهائیانِ مولود دشمنان اسلام که همواره توسط استعمارگران و مغرضان حمایت می‌شد‌ند، با آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، اقدام به فرار نموده و حتی سرمایه‌های خود را از ایران خارج کردند. آنان بلافاصله از سوی دولت‌های انگلیس، آمریکا، کانادا و … به پناهندگی سیاسی پذیرفته شدند. البته گروهی هم متوجه اشتباهات خود و فریبکاری رهبران خود شده بودند و به دامان اسلام روی آوردند و توبه کردند. 
...............................................................]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">بهائیانِ مولود دشمنان اسلام که همواره توسط استعمارگران و مغرضان حمایت می‌شد‌ند، با آغاز پیروزی <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8">انقلاب</a> اسلامی، اقدام به فرار نموده و حتی سرمایه‌های خود را از ایران خارج کردند. آنان بلافاصله از سوی دولت‌های انگلیس، آمریکا، کانادا و … به پناهندگی سیاسی پذیرفته شدند. البته گروهی هم متوجه اشتباهات خود و فریبکاری رهبران خود شده بودند و به دامان اسلام روی آوردند و توبه کردند.<br />
پس از <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8">انقلاب</a> پرشکوه ایران و قطع حمایت حکومتی از این فرقه ضاله، غربی‌ها از این فرقه به عنوان حربه‌ای برای مبارزه تبلیغاتی بر ضد نظام اسلامی استفاده کردند. بهائیان گریخته از ایران هم از هر فرصتی برای وارد کردن ضربه به نظام اسلامی و به شکست کشاندن نظام استفاده کردند. در این راه طرح‌ها و برنامه و حتی سرمایه گذاری‌های کلانی هم انجام دادند. علاوه بر این‌ها کمپانی‌های خبری مثل بی‌بی‌سی، رادیو فرانسه، رادیو آمریکا، رادیو اسرائیل با همة امکانات در اختیار این فرقه صهیونیستی هستند و سعی می‌کنند این فرقه ضاله را در رسانه‌های خود، یک دین معرفی کنند.<br />
با پیروزی <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8">انقلاب</a> اسلامی بهائیان به یکباره تمام پشتوانه خود را در کشور از دست رفته می‌دیدند و تمام آمال و آرزوهای آنان نقش بر آب شده بود. در گزارش سفارت آمریکا به وزارت امور خارجه آن کشور در ژوئن ۱۹۷۹م (۱۳۵۹ش) آمده است: «یکی از نه نفر از مردان متفکر بهائیان گفت که جامعه بهائی احساس می‌کند از جهات اداری، اجتماعی و مالی درحال مرگ است و با بدترین بحران در تاریخ صدوبیست و هشت ساله‌اش مواجه شده است».[۱]<br />
در مجموع باید گفت پیروزی انقلاب اسلامی ایران باعث شد ماهیت اصلی این فرقه آشکار شود و پایگاه آنان را در ایران که به اوج خود رسیده بود و دوران طلایی خود را سپری می‌کرد، ویران شود.<br />
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و قطع حمایت حکومتی از این فرقة ضالة، غربی‌ها و دشمنان، از این فرقه هم حربه‌ای برای مبارزه تبلیغاتی بر ضد نظام مقدس اسلامی ساختند و طی این‌سال‌ها هنوز هم به دنبال آسایش این جاسوسان دست‌آموز هستند؛ برای نمونه می‌توان به حمایت رونالدریگان ـ رئیس جمهور وقت آمریکا ـ از چند جاسوس بهایی اشاره کرد که به جرم جاسوسی بیگانگان در جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران دستگیر شده بودند. حضرت امام خمینی رحمه الله علیه در پاسخ به آن حمایت‌ها فرمود:<br />
نمی‌دانم این که در بعضی رادیوها پخش کردند صحبت رئیس جمهور آمریکا را ملاحظه کردید؟ که ایشان از همه دنیا استمداد کردند برای این‌که این بهایی‌هایی که در ایران هستند و مظلومند و جاسوس هم نیستند و به جز مراسم مذهبی به کار دیگر اشتغال ندارند و ایران برای همین که این‌ها مراسم مذهبی‌شان را به جای می‌آورند، ۲۲ نفرشان را محکوم به قتل کرده‌اند، ایشان از همه دنیا استمداد کرده که این‌ها جاسوس نیستند، این‌ها یک مردمی هستند که دخالت در هیچ کاری ندارند و روی انسان دوستی ایشان این مسائل را می‌گویند… .[۲]<br />
اگر ایشان (ریگان) این مسائل را نمی‌گفت، خوب گاهی اذهان ساده احتمال می‌دادند که خوب این‌ها هم یک مردمی هستند که ولو اعتقاداتشان فاسد است، لکن مشغول کار خودشان هستند …<br />
لکن بعد از این‌که اقای ریگان گفته‌اند، شهادت دادند به این‌که این‌ها جز مراسم مذهبی چیزی دیگری ندارند، باز هم می‌توانیم باور کنیم؟ از آن طرف وقتی که حزب توده را (به جرم جاسوسی) می‌گیرند شوروی صدایش بلند می‌شود که یک عده مردم بی‌گناهی که با جمهوری اسلامی هم موافق بودند … دولت ایران بیخودی آمده است این‌ها را گرفته و حبس کرده، از آن طرف هم آقای ریگان می‌گوید که این بهایی‌ها، بیچاره‌ها مردم آرامی، ساکتی مشغول عبادت خودشان هستند … .<br />
اگر این‌ها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی‌آمد. شما برای خاطر این‌که این‌ها یک دسته‌ای هستند که به نفع شما هستند (اعتراض کردید) … آمریکا را می‌شناسیم که انسان دوستی‌اش گل نکرده که حالا برای خاطر ۲۲ نفر بهایی که در ایران به قول خودشان گرفتار شدند، برای انسان دوستی یک وقت همچو صدا کرده و فریاد کرده و به همه عالم متشبث شده است که به فریاد این‌ها برسید. مردم شما را می‌شناسند … اگر دلیلی ما نداشتیم به این‌که این‌ها جاسوس آمریکا هستند … طرفداری ریگان از آن‌ها … کافی بود.<br />
بهائی‌ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزبی که در سابق انگلستان پشتیبانی آن‌ها را می‌کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می‌کند.<br />
این‌ها هم جاسوسند مثل آن‌ها … مسأله این است که طرفدار این‌ها شما آقای ریگان هستید …».[۳]</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span dir="rtl"> </span><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;" lang="FA"><span dir="rtl"> </span><span style="font-size: small;">[۱]. بهائی گری، اسناد لانه جاسوسی، ص۹، (به نقل از ویژه نامه ایام، ش ۲۹، سال ۱۳۸۶، ص۵۲٫). </span></span><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi;" lang="FA"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;" lang="FA">[۲]. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۷، ص۲۶۶، مورخه ۷/۳/۱۳۶۲٫ </span><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi;" lang="FA"></span></span></p>
<p><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA">[۳]. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۷، ص۲۶۶ و ۲۶۷٫ </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/218.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وضعیت اجتماعی بهائیان در عصر پهلوی</title>
		<link>http://www.baharoom.com/216.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/216.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2010 08:15:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهائیت و عصر پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله بروجردی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[امیر عباس هویدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایادی]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[ثابت]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[صنیعی]]></category>
		<category><![CDATA[فرخ رو پارسا]]></category>
		<category><![CDATA[لایحه انجمن های ایالتی]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ نهاوندی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=216</guid>
		<description><![CDATA[در دوران پادشاهی محمدرضا با تضعیف قدرت روحانیت به عنوان یک نهاد مذهبی، زمینة حضور روشنفکران و کارگزاران غیردینی از جمله بهائیان فراهم شد و بخش بزرگی از نیروی دولت در اختیار بهائیان قرار گرفت؛ به ویژه در دهة اول شاهنشاهی احزابی نظیر حزب توده، کسروی‌گرایی و … رونق گرفتند. شاه هم با کمک برنامه‌ریزان آمریکایی و با استعانت از سازمان مخوف امنیتی خود در راستای اصلاحات به سبک پدرش با سرعت وشدت بیشتری به حرکت ادامه داد. سال 1340ش با درگذشت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله علیه شاه پیام تسلیت را برای آیت الله العظمی حکیم در نجف فرستاد. شاه به نوعی در پی خارج کردن مرجعیت از ایران برآمد و احساس کرد فرصتی برای خارج کردن کامل مذهب از امور اجتماعی به دست آمده است. 
............................................................
جهت دریافت کامل پست روی عنوان کلیک کنید ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">در دوران پاد<a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87">شاه</a>ی محمدرضا با تضعیف قدرت روحانیت به عنوان یک نهاد مذهبی، زمینة حضور روشنفکران و کارگزاران غیردینی از جمله بهائیان فراهم شد و بخش بزرگی از نیروی دولت در اختیار بهائیان قرار گرفت؛ به ویژه در دهة اول <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87">شاه</a>ن<a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87">شاه</a>ی احزابی نظیر حزب توده، کسروی‌گرایی و … رونق گرفتند. شاه هم با کمک برنامه‌ریزان آمریکایی و با استعانت از سازمان مخوف امنیتی خود در راستای اصلاحات به سبک پدرش با سرعت وشدت بیشتری به حرکت ادامه داد. سال ۱۳۴۰ش با درگذشت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله علیه شاه پیام تسلیت را برای آیت الله العظمی حکیم در نجف فرستاد. شاه به نوعی در پی خارج کردن مرجعیت از ایران برآمد و احساس کرد فرصتی برای خارج کردن کامل مذهب از امور <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9">اجتماع</a>ی به دست آمده است. همچنین جریان لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون یا حق مصونیت قضایی ارتشیان آمریکایی در ایران با اعتراض جدی حضرت امام خمینی رحمه الله علیه مواجه شد و شاه آن بزرگوار را به ترکیه و سپس به نجف تبعید کرد و مطمئن شد که دیگر سازمانی مذهبی برای مقابله با وی وجود ندارد؛ لذا از این پس بود که بهائیان آشکارا در صحنة <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9">اجتماع</a>ی و سیاسی کشور ظاهر شدند و حضور گسترده و فعال بهائیان در مناصب کلیدی کاملاً مشهود بود. بهائیان خود را در پناه دولت حفظ کرده و بر پیروان خود افزودند. برخی از مؤثرترین نیروهای بهائی با توجه به موقعیت آنان از این قرارند: ۱٫ تیمسار دکتر عبدالکریم ایادی: ایادی فرزند محمد تقی متولد ۱۲۸۶ش در تهران بود. پدر وی از رهبران برجستة بهائی در ایران و از نزدیکان عباس افندی به شمار می‌رفت. و پزشک مخصوص شاه بود و نزدیک به ۲۵ سال در این سمت بود. علاوه بر این، وی دارای چند شرکت خصوصی از جمله شرکت معدنی سنبل و شیلیت بود. ، مسؤولیت‌های دیگر وی عبارت بود از: بازرسی ویژه بهداری ارتش، رئیس شورای عالی پزشکی و رئیس سازمان اتکا، سهم‌دار شرکت پاریس و صاحب امتیاز صید میگو و مسؤولیت مالی بخش عمده‌ای از خرید ارتش. وی به مرد هشتاد شغله در ایران مشهور بود. فردوست می‌گوید: ‌مشاغل ایادی را کنترل می‌کردم و به هشتاد رسید. به محمدرضا گزارش کردم. محمدرضا در حضور من از او ایراد گرفت که هشتاد شغل را برای چه می‌خواهی؟ ایادی به شوخی گفت: «می‌خواهم مشاغلم را به صد برسانم‌».[۱] ایادی، عامل اصلی جاسوسی انگلیس و مطلع‌ترین منبع اطلاعاتی سرویس‌های آمریکا و انگلیس در دربار ایران بود. وی نقش مهمی در تحکیم مواضع بهائیان ایران داشت و با نفوذ زیاد نزد شاه، بهائی‌های زیادی را به مقامات عالی کشور رساند؛ از جمله امیرعباس هویدا و …؛ توسط وی بود که صدها افسر بهائی وارد ارتش شده به مقامات بالا ارتقا یافتند. در دوران ایادی، تعداد بهائیان ایران به سه برابر رسید و آنان، ضمن رسیدن به مقامات عالی از حیث اقتصادی هم در ایران نفوذ فراوان یافتند.[۲] سال ۱۳۴۴ش با افشاگری مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین فلسفی و حملات شدید وی به بهائیان، باعث شد محمدرضا پهلوی برای آرام کردن اوضاع، ایادی را از ایران خارج کند. وی مدت نه ماه به ایتالیا رفت و بعد در سفری که شاه به مکه رفت، ایادی را هم با خود برد. او حتی لباس احرام پوشید، تا افکار عمومی را فریب دهد. با اوج‌گیری تظاهرات مردم در سال ۱۳۵۷ش رژیم شاه به بهانه اصلاحات، ایادی را از کار برکنار و وی را بازنشسته کرد. وی پس از برکناری به سوئیس رفت و در بیمارستان ژنو به علت بیماری سرطان بستری شد. پس از ژنو به پاریس نزد برادرش رفت[۳] و سال ۱۳۵۹ش از دنیا رفت.[۴] فردوست می‌گوید: ‌ایادی در دوران نخست وزیری هویدا تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد و این وزرا بدون اجازة او حق هیچ‌کاری را نداشتند. در اصل با توجه به نفوذ ایادی نمی‌دانم آیا ایادی بهائی بر ایران سلطنت و حکومت می‌کرد یا محمدرضا پهلوی ؟![۵] پروین غفاری نیز دربارة ایادی می‌گوید: ایادی از متنفذین فرقه بهائیت بود و به محافل بهائی نزدیک بود. موقعیت مهمی داشت و در تمام دشواری‌ها با یاری هم مسلکان بهائی‌اش مشکلات را مرتفع می‌کرد. من نیز همراه او در محافل و مجالس بهائیان شرکت می‌کردم و بعینه می‌دیدم که اکثر دولتمردان و صاحبان نفوذ در صنایع و پست‌های مهم کشور از این فرقه‌ها هستند.[۶] </span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span id="more-216"></span></span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">۲٫ امیرعباس هویدا: پدرش کارمند وزارت امور خارجه بود و خود وی هم از کارمندان رسمی وزارت امور خارجه در بخش ادارة اطلاعات آن بود. بعد مسؤولیت‌هایی در سفارت ایران در فرانسه و آلمان و ترکیه گرفت. وی در دولت مصدق معاونت ادارة سوم سیاسی وزارت امور خارجه شد و سال ۱۳۳۰ش مأمور به کار در سازمان ملل شد و اواخر سال ۱۳۳۶ وارد شرکت نفت شد و بعد وزیر دارایی در دولت حسنعلی منصور شد. او در تاریخ ۶/۶/۱۳۳۸ رسماً به عضویت ساواک درآمد و همان سال نشریه کاوش را منتشر کرد و با کمک ایادی از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ به سمت نخست وزیری شاه درآمد.[۷] انتصاب هویدا به نخست وزیری موجب اعتراض عموم مردم حتی بعضی از خواص رژیم پهلوی شد در یکی از گزارش‌های ساواک آمده است: سناتور جهانشاه صمصام در پایان جلسه روز ۱۷/۱۱/۱۳۴۳ مجلس سنا به سناتور مسعودی با حضور یکی از خبرنگاران جراید اظهار داشته: « حیف است به این مملکت و ملت کسی چون هویدا که بهائی است، حکومت کند.[۸] در سال ۱۳۴۵ اوایل صدارت امیرعباس هویدا، ایران به ۲۴ قسمت تقسیم شد و هر قسمت امری، دارای مرکزی بود که محفل آن، به محفل روحانی مرکز قسمت امری موسوم بود. این قسمت‌ها عبارتند از: ۱٫ آباده ۲٫ آذربایجان شرقی (تبریز) ۳٫ آذربایجان غربی (رضائیه) ۴٫ اصفهان (اصفهان) ۵٫ بابل ۶٫ گرگان ۷٫ بنادر خلیج فارس (بندرعباس) ۸٫ خراسان (مشهد) ۹٫ خوزستان (اهواز) ۱۰٫ زاهدان ۱۱٫ ساری ۱۲٫ سنگسر ۱۳٫ تهران (تهران) ۱۴٫ عراق (اراک) ۱۵٫ فارس (شیراز) ۱۶٫ قائنات (بیرجند) ۱۷٫ قزوین ۱۸٫ کاشان ۱۹٫ کرمان ۲۰٫ کرمانشاه ۲۱٫ گیلان (رشت) ۲۲٫ نی ریز ۲۳٫ همدان (همدان) ۲۴٫ یزد (یزد) که مهمترین مناطق آن، فارس و مازندران بود. سال ۱۳۴۹ تعداد مراکز ایران به ۶۷ رسید و در نقشه پنج ساله که به اواخر دوران سلطنت پهلوی تعلق داشت، باید به ۱۱۰۰ محفل می‌رسید. فرح پهلوی در یک مصاحبه رادیویی که با حسین مهری انجام داده بود و از رادیو ۲۴ ساعته لس‌آنجلس پخش می‌شد، به پایبندی و دلبستگی هویدا به فرقه بهائیت اشاره کرد و گفت: هویدا مرتباً به شاه القاء می‌کرد که اسلام دین اعراب است و شایسته نیست که ما از آن پیروی کنیم و از او می‌خواست تا بند مربوط به رسمی بودن دین اسلام را در قانون اساسی لغو نماید. هویدا به شاه می‌گفت که بهائیت یک دین ایرانی است و خاستگاه آن ایران است و از شاه می‌خواست تا این فرقه را تحت حمایت بگیرد و موجبات رشد آن را فراهم سازد.[۹] به طور کلی بهائیان ایران، پیشرفت و موفقیت خود را در دهه آخر سلطنت پهلوی محصول خدمات و پشتیبانی هویدا می‌دانستند. در یکی از گزارش‌های ساواک به این نکته اشاره شده است: آقای امیرعباس هویدا به پشتیبانی بیت العدل اعظم )مستقر در حیفای فلسطین اشغالی( مدت سیزده سال بر ایران حکومت کرد و جامعه بهائیت به پیشرفت‌های قابل توجهی رسید و افراد متنفذ بهائی، پست‌های مهمی را در ایران اشغال کردند و پول‌های مملکت را به خارج فرستادند.[۱۰] ۳٫ سپهبد اسدالله صنیعی: وی از چهره‌های طراز اول بهائیت محسوب می‌شد. وی در زمان رضا پهلوی ستوان پیشکار، آجودان و رئیس دفتر ولیّعهد آن زمان، محمدرضا بود و همراه ایادی نقش مهمی در تحکیم مواضع بهائیان در نهادهای نظامی رژیم پهلوی داشت. سال ۱۳۴۴ مرکز بیت‌العدل بهائیت ظاهراً خواستار کناره‌گیری او از وزارت جنگ شد و بهانة آن اصل عدم مداخله در امور سیاسی بیان شد. این در حالی بود که در کابینه هویدا بهائیان تسلط جدی داشتند با این حال، صنیعی با کمک ایادی و حمایت محمدرضا شاه موافقت بهائیان را به ادامة کار جلب کرد و طی یک اقدام نمایشی استعفا نمود؛ ولی شاه با ذکر این مطلب که وی اجازة دخالت در امور سیاسی به احدی نمی‌دهد و صنیعی هم باید به مأموریت خود ادامه دهد، ادامة حضور او را در مراکز مهم تداوم بخشید.[۱۱] این استعفا می‌توانست در راستای ملایم نمودن جو جامعه پس از روی کار آمدن هویدا نیز ایفای نقش کند. با این استعفا و پاسخ شاه، دست کم در جامعة ارتشی کشور این نظر و اعتراض که بهائیان دارای سیطره شده‌اند تا حدی فروکش کرد؛ چون شاه معتقد بود بهائیان خطری برای سلطنت وی ندارند. به عبارت دیگر عناصر بهائی کاملاً در اختیار شاه و اربابان او بودند. کارگزارانی که به راحتی می‌توانستند در راستای دین زدایی و با حداقل عرفی نمودن دین اسلام در جامعه بسیار مؤثر باشند و به خوبی سیاست‌های دول بیگانه را در ایران پیگیری و اعمال کنند. صنیعی در صحنة سیاسی کشور بسیار متنفذ بود. وی در دوران نخست وزیری اسدالله علم، حسنعلی منصور و هویدا در کابینه بود و به وزارت جنگ و وزارت خوار و بار رسیده بود.[۱۲] نقش صنیعی که از چهره‌های طراز اول بهائیت بود، در تحکیم مواضع این فرقه در ساختارهای نظامی رژیم پهلوی حائز اهمیت بود. سرانجام پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سپهبد اسدالله صنیعی که موفق به فرار از کشور نشده بود در تاریخ ۲۲/۱/۱۳۵۸ دستگیر و زندانی شد. ۴٫ هوشنگ نهاوندی: وی از جمله افراد با نفوذ در مناصب سیاسی، فرهنگی و علمی کشور بود. در اواخر رژیم شاه وی پس از طی مناصبی همچون وزارت علوم به مقام ریاست دانشگاه شیراز و تهران دست یافت. بنابه گفته فردوست: «او از همان زمان دانشجویی در پاریس به ارتباط ویژه با سرویس‌های اطلاعاتی غرب کشیده شد و اسناد ساواک نیز نشان می‌دهد که وی متهم به بهائی‌گری بوده است.[۱۳] در ضمن وی رئیس دفتر فرح و یکی از ارکان حزب رستاخیز هم بود. ۵٫ هژبر یزدانی: وی یکی از سرمایه داران بزرگ ایرانی بود. به نظر فردوست غصب ثروت ملی فراوان به نام هژبر یزدانی همه متعلق به جامعة بهائیت بود و نام هژبر در حقیقت پوششی برای کسب قدرت اقتصادی توسط این فرقه به حساب می‌آمد.[۱۴] هژبر حتی قسمتی از ثروت شاهپور غلامرضا را نیز اداره می‌کرد.[۱۵] چنگ‌اندازی‌های هژبر یزدانی به ثروت‌های مردم بدون توجه به قوانین جاری کشور، خنجری بود که از پشت به اقتدار شاه وارد می‌شد؛ اما در جهت ثروت‌اندوزی و قدرت فرقه بهائیت انجام می‌شد. تراکم سرمایه هژبر یزدانی به حدی بود که او تمام ساختمان‌های بزرگ تهران نظیر ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیوم و برج سپهر (محل کنونی شعبه مرکزی بانک صادرات) را خریداری کرد. وی مالک هزاران رأس گوسفند بود به حدی که وی در یک مورد ۴۰۰ سگ گله از خارج به ایران وارد کرد. وی افزون بر بهره برداری از شیر و مواد لبنی و گوشت از چرم گوسفندان هم کارخانه چرم سازی و بعد کارخانه کفش ایران و فروشگاه زنجیره‌ای ایجاد کرد. در دهه پنجاه هژبر یزدانی به عنوان ثروتمند ترین مرد ایران انتخاب شد. همچنین وی صاحب شرکت‌های شاهین کی، قند قزوین، کشت و صنعت ایران و آمریکا، کفش اطمینان، کفش ایران، فلور ایران و … بود. در آستانة پیروزی انقلاب، دولت ارتشبد ازهاری با هدف فریب مردم و به بیراهه کشاندن مبارزات، هژبر یزدانی را به عنوان غارتگر بیت‌المال بازداشت و در زندان قصر زندانی کرد. وی در غروب ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ به همراه محوری رئیس وقت سازمان زندان‌ها از زندان فرار کرد و خود را به آمریکای لاتین رساند و در کاستاریکا همراه سناتور علی رضایی مالک کارخانه نورد و لوله اهواز به کار دامپروری در سطح کلان مشغول شد. افرادی مسلح به طور شبانه روزی از قصر و اقامتگاه وی محافظت می‌کنند.[۱۶] ۶٫ حبیب <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa">ثابت</a>: مشهور به پاسال (PASAL) که نام یک شرکت بود. حرف P برگرفته از اول نام خانوادگی اصغر پناهی است که در دربار نفوذ زیادی داشت. حرف A نیز نشانه، امیل عبود مسیحی لبنانی که از بازرگانان و فامیل ادوارد چیتائیت یهودی لبنانی‌الاصل بود که در ایران نمایندگی پژو و لاستیک ایتالیایی را داشت دو حرف SA نیز مربوط به <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa">ثابت</a> و حرف L نشانة دکتر محسن لک بود که با دربار مرتبط و صاحب نفوذ بود. درمجموع حبیب <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa">ثابت</a> از یهودیان بهائی شده و از اهالی همدان بود و نماینده انحصاری اتومبیل فولکس واگن را در ایران داشت. وی اولین سرمایه‌داری بود که در اواخر دهه ۱۳۳۰ کارخانه‌های نوشابه‌سازی پپسی کولا را با مشارکت بهرام فرمانفرمائیان در ایران ایجاد کرد. بعد از اعتراض مراجع و اعلام عمومی که این نوشابه گازدار، متعلق به بهائیان است، وی نام نوشابه را به اِسو (ESO) تغییر داد. وی اولین کارخانه مونتاژتلویزیون را در ایران با نام آر، تی، ‌ای (RTE) ایجاد کرد که مخفف رادیو و تلویزیون ایران بود. در سال ۱۳۴۷ دولت تصمیم گرفت تا راساً اقدام به تأسیس فرستنده تلویزیون بکند؛ به همین سبب رضا قطبی، پسردایی و نامزد فرح پهلوی قبل از ازدواج با شاه، مأموریت یافت تا فرستنده جدید تلویزیون ایران را ایجاد کند. او هم پیش از مراسم تاجگذاری شاه، به سرعت اقدام به کار کرد. پس از راه‌اندازی تلویزیون در تهران، واحدی در آبادان هم توسط بهائیان تأسیس شد، تا به این وسیله به ارزش‌های اعتقادی و سنتی و اخلاقی مسلمانان ضربه بزنند. شاه هم طبق دستوری به گمرک این امتیاز را به حبیب ثابت داد، تا بدون هیچ گونه تعهد و پرداخت حقوق گمرکی تلویزیون را وارد ایران کند. مهدی صابونچیان یکی از کارمندان دفتر حبیب ثابت، اموال و شرکت‌های متعلق به حبیب ثابت را به شرح ذیل اعلام کرد: نمایندگی ریش تراش فیلیپس، لوازم آرایش آمریکایی Roblon و عطر چارلی، نمایندگی شرکت دارویی اسکوئیپ، نماینده شیرینگ آمریکا، یخچال کلویناتور، آبگرمکن و بخاری دئوترم، نمایندگی رادیولوژی فیلیپس، نمایندگی واردات یونیت‌های دندان‌سازی «امدا» و … . غیر از امور تجاری، ثابت در امور تبلیغاتی هم برای بهائیان تلاش‌هایی می‌نمود و متون بهائی را با مبالغ کلان ترجمه و همراه مبلغان بهائی به کشورهای اسلامی آفریقا و آسیا اعزام می‌کرد. حمایت محمدرضا از ثابت پاسال و بهائیان موجب شد برخی از بهائیان، شایعه بهائی بودن شاه را در محافل خود دامن زنند.[۱۷] ثابت همچنین در امور سیاسی هم فعال بود و از همة توان مالی و اقتدار و روابط مافیایی‌اش در هرم حاکمیت پهلوی برای سرکوب مسلمانان بهره برداری می‌کرد.[۱۸] ۷٫ ارتشبد شفقت: رئیس ستاد ارتش که بهائی بود و یکی از صدها گواه بر پیوند بهائیت با رژیم پهلوی به شمار می‌رفت. در گزارش ۶/۶/۱۳۴۲ آمده است: با تحقیقات وسیع و موثقی که به عمل آمده و تحقیقات مذکور مورد نهایت وثوق و اطمینان می‌باشند، انتساب و وابستگی شفقت به فرقة بهائی تأیید شده و ضمناً مشارالیه از جمله افراد معدود و متنفذی است که بهائیان ایران به وجودش افتخار و مباهات می‌کنند و به نفوذ و قدرتش اتکا می‌کردند. عملاً هم دیده می‌شود که انتساب وی به ریاست ستاد ارتش، افسران وابسته به اقلیت بهائی در تظاهر به دیانت خویش بی پروایی بیشتری نشان می‌دهند.[۱۹] ۸٫ ناصر یگانه: وی در پست‌های دادیار دادسرای تهران، مستشار دادگاه استان، دادیار دیوان کشور، مدیر کل امور قضایی در سال ۱۳۴۲، نماینده قزوین درمجلس شورای ملی و رئیس کمسیون بودجه و معاون پارلمانی حسنعلی منصور نخست‌وزیر وقت شاه فعال بوده است. ۹٫ ارتشبد غلامرضا ازهاری: از دیگر بهائیان با نفوذ باید به ازهاری اشاره کرد، او متولد ۱۲۸۸ بود. دورة ستادی خود را در آمریکا گذراند و سال ۱۳۴۲ به درجه سپهبدی رسید. وی مشاغل مهمی را در ارتش نظیر فرماندهی، دانشگاه نظامی نیروی زمینی و ریاست رکن یک و آجودانی مخصوص شاه به عهده داشت. وی پس از استعفای دولت شریف امامی در آبان ۱۳۵۷ از سوی شاه به نخست وزیری برگزیده شد و سپهبد ابو الحسن سعادتمند بهائی را به وزارت اطلاعات منصوب کرد. ازهاری در کشتار مردم بی دفاع در روزهایی که رژیم، حکومت نظامی بر کشور حاکم کرده بود نقش بسزایی ایفا می‌کرد. البته حضرت امام رحمه الله علیه در پیام مهمی پس از روی کار آمدن ازهاری، مردم را به ادامه مبارزه و استقامت دعوت کرده و فرمود: «… نهراسید، ما طالب حق خود هستیم و به حقیم و دست خدا با ما است و بالاتر از دست ابرقدرت‌های شرق و غرب است؛ «ید الله فوق ایدیهم».[۲۰] ازهاری پس از فرار از ایران، به همراه افرادی از قبیل اشرف پهلوی، ارتشبد اویسی، ارتشبد بهرام آریانا و عده‌ای از سران ساواک، موجودیت ارتش رهایی بخش ایران (آرا) را اعلام کردند.[۲۱] ۱۰٫ سرلشکر ضرغام: از امیران بهائی ارتش بود که بسیار به بهائیان تعصب داشت. وی در زمان نخست وزیری دکتر منوچهر اقبال به وزارت گمرکات و انحصارات و مدتی هم به وزارت دارایی منصوب شد. وی مدتی ریاست سازمان چای کشور و نیز اداره غله و نان تهران را عهده‌دار بود. زمانی هم رئیس بانک اصناف که از سوی دو سرمایه‌دار بهائی به نام قبادیانی و کوشانفر ایجاد شده بود برگزیده شد. همچنین چند سالی هم به ریاست بانک نونهالان[۲۲]، زیر مجموعه شرکت امنا که صددرصد سرمایه آن از موقوفات بهائیان بود، منصوب شد و بعد مسؤولیت‌هایی در امر نساجی و … به دست آورد.[۲۳] ۱۱٫ ارتشبد فریدون جم: وی فرزند محمود جم، اولین همسر اشرف پهلوی و رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و سفیر ایران در اسپانیا و وزیر جنگ پیشنهادی کابینه بختیار بود که البته آن را نپذیرفت. وزارت دفاع آمریکا در گزارش اطلاعاتی خود، او را معلم پیشین فرزند شاه و یک بهائی متعصب و دوست صمیمی سرهنگ ایادی معرفی می‌کند و می‌نویسد: «شاه شخصاً بهائی‌گری و ترویج آن را در ایران تصویب و تأیید کرده است.[۲۴] ۱۲٫ پرویز ثابتی: وی متولد ۱۳۱۵ در مهدی شهر سمنان می‌باشد. ثابتی به بهائی بودن خود به صورت صریح اشاره می‌کرد و در پرسشنامه سازمان امنیت اشاره می‌کند که از بدو تولد، در یک خانواده بهائی به دنیا آمده است. وی در بهمن ۱۳۳۷ به عضویت رسمی سازمان اطلاعات و امنیت معروف به ساواک در آمده. لازم ذکر است که در آن دوره استخدام بهائیان قانوناً ممنوع بوده است.[۲۵] وی پیش از انقلاب اسلامی گروهی مسلح زیرزمینی را کشف و خنثا نمود. به دلیل همین تجربه شیطانی بود که پس از انقلاب به مصر رفت و ضربات جبران ناپذیری به گروه‌های فعال اسلامی مصر وارد کرد.[۲۶] ثابتی اکنون به کمک نیروهای آمریکایی در عراق رفته و به طور محرمانه برای نابودی حرکت‌های اسلامی تلاش می‌کند. او به منظور سازماندهی مجدد استخبارات عراق به طور محرمانه فعالیت می‌کند. قطعاً او در این حضور، منافع بهائیت و ضربه زدن به کیان تشیع و نظام اسلامی را نیز در صدر برنامه‌های خویش دارد.[۲۷] ۱۳٫ علی محمد ورقی: وی فرزند ولی الله ورقی متولد ۱۲۹۰ لیسانس اقتصاد از دانشگاه تهران و دکترای علوم انسانی از دانشگاه سوربن پاریس بود. وی به نمایندگی رهبر بهائیان از عبدالبهاء در کنفرانس آمریکای جنوبی در سال ۱۹۵۸ شرکت کرد و به دستور عبدالبهاء به بغداد و بیروت سفر کرد و بسیاری از تابستان‌ها را در اسرائیل غاصب به سر می‌برد. وی از ایادیان بهایی و از کسانی بود که در انتخابات اولین اعضای بیت العدل شرکت داشتند. وی در بسیاری از کنوانسیون‌های منطقه‌ای از جمله آرژانتین، شیلی، اروگوئه و … به نمایندگی از عبدالبهاء شرکت داشته و در کنوانسیون‌های بلژیک و لوکزامبورک نیز نماینده مرکز جهانی بهائی بود.[۲۸] ۱۴٫ ملیحه نعیمی: او همسر سپهبد خسروانی از عوامل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و فرزند عبدالحسین نعیمی از کارگزاران اصلی بهائیت ایران بود. در گزارش۱۰/۷/۱۳۴۵ ساواک آمده است: خانم نعیمی یکی از بهائی‌های متعصب و با نفوذ فرقة بهائیان ایران است و همسر سرلشکر خسروانی که چند سال قبل توانست به طور محرمانه شوهرش را به بهائیت گرایش دهد. خسروانی در حضور دکتر علی محمد ورقی استاد دانشگاه که از بهائیان متعصب و یکی از روحانیون بهائی است، رسماً بهائی شده و قرار بدین شده که از لحاظ فقط پرستیژ و شؤون نظامی و بعضی پست‌هایی که به وی محول گردیده، بهائی بودن وی از چهارچوب دیوار خانوادگی تجاوز نکند. خانم نعیمی چندی هم عهده‌دار انجام وظایف پدرش با سرویس‌های اطلاعاتی سفارت انگلیس و مقامات انگلیسی بود و سالی چند بار به اروپا مسافرت و در کنفرانس‌های بهائیان جهان از طرف سازمان بهائی ایران شرکت می‌کرد و به دلیل انجام وظایف در جهت ترویج و توسعة نفوذ بهائیان، مقام اول را بین بهائیان ایران دارا بود … . شایع است که پرویز خسروانی در کارهای اداری، افراد و درجه داران و افسران بهائی را به طور غیر محسوس بیش از سایرین مشمول لطف خود قرار می‌دهد.[۲۹] این گزارش به خوبی نشان می‌دهد که بعد از سرکوب قیام پانزده خرداد، نفوذ بهائیان در ایران افزایش می‌یابد و در ارتش، دانشگاه و نیز عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی افراد پرقدرتی از بهائیان بوده‌اند. همچنین وابستگی بهائیان به خارج از کشور و به ویژه به انگلستان از این اسناد به خوبی آشکار می‌شود. این وابستگی از نوع اطلاعاتی و یا به عبارت دیگر جاسوسی می‌باشد.[۳۰] با همین ملاطفت‌ها بود که عدة زیادی به عضویت این فرقه در آمدند. ۱۵٫ عبدالحسین نعیمی: وی پسر میرزا محمد نعیم، شاعر معروف بهائی بود. او از کارمندان سفارت انگلستان بود. در گزارش ساواک مورخ۱۰/۷/۱۳۴۵ چنین آمده است: نعیمی در سال‌های۱۳۲۰ الی ۱۳۲۴ رئیس کمیته محرمانه سفارت انگلیس در تهران و با همکاری دبیر اول سفارت انگلیس ) الن چارلزترات ( در امور سیاسی خارجی و داخلی ایران نقش مؤثری داشته و خانم لمبتون[۳۱] یکی از دوستان و همکاران نزدیک نعیمی بوده است. وی سال ۱۳۲۵ از سفارت انگلیس کنار رفته و همکاری خود را در امور سیاسی و به طور مخفیانه و غیر محسوس با سرویس اطلاعاتی سفارت انگلیس در تهران ادامه می‌داده است. البته نباید نقش مخرب نعیمی در نهضت جنگل بر اساس مأموریت محوله از سوی سفارت انگلیس را هم فراموش کرد.[۳۲] ۱۶٫ پرویز خسروانی: فرماندهی ژاندارمری ناحیه مرکز در قضیة کشتار پانزده خرداد ۱۳۴۲ و آجودانی فرح، معاونت نخست وزیر و ریاست سازمان تربیت بدنی و مدیریت عامل باشگاه تاج از جمله سمت‌های وی بوده. نکته عجیب در زمان مسؤولیت‌های وی نامة تشویق محفل بهائیان به وی در تاریخ۲۰ خرداد ۱۳۴۲ است آن هم با اطلاق این عبارت: « تجاوز اراذل و اوباش و رجاله و سوء عمل جهلای معروف به علم بر قیام حق‌طلبانة ملت مسلمان به رهبری مراجع عظام تقلید در رأس آن امام خمینی رحمه الله علیه و تقدیر از زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار، و این‌که تاریخ امر بهائی آن جناب را در ردیف همان چهره‌های درخشان و نگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت و ضبط خواهد نمود».[۳۳] برخی از بهائیان دیگر که در ادوار مختلف در عصر پهلوی مسؤولیت داشتند، عبارتند از: لیلی امیر ارجمند: مشاور ویژه فرح و مدیر برنامه‌های آموزشی و تربیتی شاه. دکتر عباس شاهقلی: پسر سرهنگ شاهقلی، وزیر بهداری و وزیر علوم. اسفند فرخ روپارسا: نام او در شناسنامه فرخ روپارسای بود و وزیر آموزش و پرورش، دختر فرخ دین پارسای بود که از عناصر تأثیرگذار در اداره مطبوعات و سمت دادن به فعالیت بهائیان و رواج ابتذال در زمان رضا شاه و تا اواسط سلطنت محمدرضا بوده است. منصور روحانی: وزیر آب و برق و نیز کشاورزی. وی همچنین عضو کانون مترقی هم بود. در دوره وی، کشاورزی ایران نابود شد. در ضمن وی سرپرست امور عمرانی بنیاد پهلوی و قائم مقام بانک عمران در امور عمرانی شهرک غرب تهران و نمک آبرود بود. عباس آرام: وزیر امور خارجه. وی فرزند علیرضا چای فروش از مبلغان بهائی بود. همچنین او وزیر مختار ایران در واشنگتن و مدیرکل سیاسی وزارت امور خارجه و وزیر امور خارجه در دولت اقبال، علم، منصور و هویدا و سناتور انتصابی در مجلس سنا بود. غلامرضا کیان پور: وزیر دادگستری. منوچهر تسلیمی: وزیر بازرگانی و اطلاعات. سپهبد علی محمد خادمی: رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل هواپیمایی ملی ایران «هما» و عضو دفتر فرح و رئیس هیأت مدیره شرکت هتل‌های ایران و عضو هیأت مدیره بانک عمران، و از اعضای مؤسس کلوپ صهیونیستی روتاری. حضور بهائیان در بیشتر مناصب نظامی، دولتی در زمان پهلوی بسیار زیاد بود. مئیر عزری سفیر اسرائیل غاصب در زمان پهلوی در ایران می‌گوید: پشتیبانی‌های سازمان یافته گروهی )بهائیان( در ورود به دستگاه‌های دولتی و بالا کشیدن دیگر هم‌کیشان، راه را برای یارگیری‌های بیشتری باز می‌کرد».[۳۴] در گزارش جاسوسان آمریکایی آمده است: «… برنامه‌ها )ی اصلاحات ارضی و شرکت زنان در انتخابات و …( به دکترین بهائی‌گری بیشتر شباهت دارد تا به دین اسلام».[۳۵] حضور فعال بهائیان در عرصه مدیریت ارشد کشور و کابینه دولت موجب جهت‌گیری بسیاری از تصمیمات دولت به نفع اهداف این فرقه وابسته به رژیم صهیونیستی و ضد اسلام شده بود. در سال ۱۳۴۷ در یکی از کمیسیون‌های فرقه بهائیت، سخنگوی کمیسیون پس از ابراز خرسندی از پیروزی ارتش اسرائیل غاصب در جنگ با اعراب گفت: پیشرفت و ترقی ما بهائیان این است که در هر اداره ایران و تمام وزارت خانه‌ها یک جاسوس داریم و هفته‌ای یک بار از طرح‌هایی که تهیه شده و به وسیله دولت که به عرض شاهنشاه آریا مهر می‌رسد، گزارشاتی در زمینه طرح به محفل روحانی بهائی می‌رسد … .[۳۶]</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">[۱]. خاطرات ارتشبد حسین فردوست : ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۸، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، ج۱، ص۲۰۲٫<br />
[۲]. همان، ج۲، ص۱۹۹-۲۰۴٫<br />
[۳]. مصطفی الموتی، ایران در عصر پهلوی، ج۵، لندن، بی نا، ۱۳۶۸ش، ص۳۱۴٫<br />
[۴]. محمود، حکیمی ، مسابقه غارتگری، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۳ش، ص۹۱٫<br />
[۵]. حسین فردوست، پیشین، ج۱، ص۲۰۱ ـ ۲۰۴٫<br />
[۶]. پروین غفاری، تا سیاهی در دام شاه، مرکز ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۷۶ش ، ص۱۰۶٫<br />
[۷]. حسین فردوست، پیشین، ج۲، ص۳۶۷-۳۷۳٫<br />
[۸]. گزارش ساواک ۱۸/۱۱/۱۳۴۳، همان، ص۳۸۵٫<br />
[۹]. احمد اللهیاری ، بهائیان در عصر پهلوی، دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان، ج۳۱، نیمه پنهان، ۱۳۸۷ش، ص۱۳۰٫<br />
[۱۰]. حسین میر، تشکیلات فراماسونری در ایران، انتشارات علمی، ۱۳۷۱ش، ص۲۱۰٫<br />
[۱۱]. حسین فردوست، پیشین، ج۲، ص۴۶۸ و ۴۶۹٫<br />
[۱۲]. همان، ج۱، ص۳۷۴٫<br />
[۱۳]. همان، ج۲، ص۵۱۰٫<br />
[۱۴]. همان، ج۱، ص۳۷۷٫<br />
[۱۵]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج۱۰، ص۵۴٫<br />
[۱۶]. احمد اللهیاری، پیشین، ص۱۹۴ ـ ۲۰۰٫<br />
[۱۷]. همان، ص۱۸۹٫<br />
[۱۸]. همان، ص۱۹۲٫<br />
[۱۹]. فصلنامه مطالعات تاریخی، سال اول، ش۳، تابستان۱۳۸۳ش، ص۳۲۱ و ۳۲۲٫<br />
[۲۰]. امام خمینی، پیشین، ج۲، ص۱۰۹٫<br />
[۲۱]. احمد اللهیاری، پیشین، ص۱۴۸٫<br />
[۲۲].این بانک در زمان محمدرضا پهلوی با سود سالیانه چهل میلیون تومان از پرسودترین بانک‌های کشور بود.<br />
[۲۳]. همان، ص۱۵۷٫<br />
[۲۴]. اسناد لانه جاسوسی امریکا، ج۳۷، مسلک‌های سیاسی استعماری ، گزارش اطلاعاتی محرمانه و غیرقابل انتشار برای ملل بیگانه، سند شماره ۱، ص۷٫<br />
[۲۵]. سیدسعید زاهدانی، پیشین، ص۲۴۲٫<br />
[۲۶]. احمد اللهیاری، پیشین، ص۱۳۷٫<br />
[۲۷]. حامیان شیطان، پیشینه عملکرد بهائیت و تکاپوی آن در جهان معاصر به ضد اسلام و ایران، ۱۳۸۴ش، بی نا، ص۱۲ (به نقل از بهائیان در عصر پهلوی، ص۱۳۸).<br />
[۲۸]. احمد اللهیاری، پیشین، ، ص۳۳٫<br />
[۲۹]. حسین فردوست، پیشین، ج۲، ص۴۵۵٫<br />
[۳۰]. سیدسعید زاهدانی، پیشین، ص۲۴۳٫<br />
[۳۱]. خانم لمبتون از معروف‌ترین جاسوسان انگلیسی مقیم ایران بود که تحت پوشش وابسته فرهنگی و خبرنگار رادیو بی‌بی‌سی برای سازمان اینتلیجنت سرویس کار می‌کرد. سر ریدر بولارد سفیر کبیر انگلستان در تهران، او را به سرپرستی امور اطلاعاتی و جاسوسی سفارت منصوب کرده بود. او علاوه بر زبان و ادبیات فارسی به زبان‌های عربی و ترکی تسلط کامل داشت. لمبتون از جاسوسان نامداری بود که بعدها تجارب خود را به صورت کتب گوناگون در اختیار دانشگاه‌های انگلیس گذاشت و در جایگاه استاد ایران شناسی به تدریس پرداخت. (برای اطلاعات بیشتر ر.ک : نیمه پنهان، ج۲، دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان، چهارم، ۱۳۷۹ش، ص۹-۴۸).<br />
[۳۲]. عبدالله شهبازی، جستارهایی از تاریخ بهایی گری ایران، فصلنامه تاریخ معاصر، سال ۷، ص۵۰٫<br />
[۳۳]. سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی ;، ج۱، تهران، عروج، چ‌ پانزدهم، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۱۶٫<br />
[۳۴]. یادنامه خاطرات مئیر عزری، ج۱، سال ۲۰۰۰ میلادی، ص۳۳۱٫<br />
[۳۵]. اسناد لانه جاسوسی آمریکا، شماره ۳۷، ص۷٫<br />
[۳۶]. جواد منصوری ، تاریخ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد، سند ۹۳/۲٫<br />
</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/216.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه‌های اقتصادی و ضد مذهبی بهائیت درعصر پهلوی</title>
		<link>http://www.baharoom.com/214.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/214.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2010 06:34:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهائیت و عصر پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[هژبر یزدانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=214</guid>
		<description><![CDATA[بهائیان برای کسب قدرت اقتصادی و ثروت، از خود تلاش مضاعفی نشان می‌دادند و افرادی همچون هژبر یزدانی و دیگران با این حربه امتیازاتی هم از دولت کسب کرده بودند. بهائیان از این قدرت اقتصادی حتی از زنان هم برای تبلیغ و جلب دیگران استفاده می‌کردند و ازدواج بهائی با مسلمان را به عنوان شیوه‌ای تبلیغی تجویز می‌نمودند. به همین مناسبت بود که ایران، پس از آمریکا بیشترین تعداد بهائیان را دارا شد. آنان در مواقع قدرت در فرم‌های رسمی، مذهب خود را بهائی معرفی می‌کردند
............................................................]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">بهائیان برای کسب قدرت اقتصادی و ثروت، از خود تلاش مضاعفی نشان می‌دادند و افرادی همچون هژبر یزدانی و دیگران با این حربه امتیازاتی هم از دولت کسب کرده بودند. بهائیان از این قدرت اقتصادی حتی از زنان هم برای تبلیغ و جلب دیگران استفاده می‌کردند و ازدواج بهائی با مسلمان را به عنوان شیوه‌ای تبلیغی تجویز می‌نمودند. به همین مناسبت بود که ایران، پس از آمریکا بیشترین تعداد بهائیان را دارا شد. آنان در مواقع قدرت در فرم‌های رسمی، مذهب خود را بهائی معرفی می‌کردند.[۱] به طور کلی تضعیف اقتدار دولت یا اقتصاد کشور در راستای منافع بیگانگان و کسب اقتدار و ثروت گروهی بهائیان می‌تواند از جمله عواملی باشد که در نهایت به انفجاری به نام انقلاب اسلامی ایران انجامید.[۲] بهائیان در شیراز، در مقایسه با سایر مناطق از تعداد نسبتاً بالایی برخوردار بودند. در همین شهر، طبق گزارش ساواک جلسه‌ای با شرکت دوازده نفر در منزل یکی از بهائیان تشکیل شده بود که گفتار آنان در این مجلس، نحوة تصور آنان از وضعیت کشور و ملت را نشان می‌دهد. آنان پس از انجام مراسم عبادی خود، به بحث دربارة وضع اقتصادی بهائیان در ایران پرداختند. یکی از حضار آن جلسه گفته بود: «بهائیان در کشورهای اسلامی پیروز هستند و می‌توانند امتیاز هر چیزی راکه می‌خواهند بگیرند. تمام سرمایه‌های بانکی، واردات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان می‌باشد. تمام آسمان خراش‌های تهران، شیراز و اصفهان مال بهائیان است. چرخ اقتصاد این مملکت به دست بهائیان و کلیمیان می‌چرخد. شخص هویدا بهائی زاده است. عده‌ای از مأموران مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی می‌باشند می‌خواهند هویدا را محکوم کنند؛ ولی او یکی از بهترین خادمین امرالله است و امسال )سال ۱۳۵۰ه‍.ش( مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان بهائیان! نگذارید کمر مسلمانان راست شود».[۳] براساس اسناد به جای مانده از دوران رژیم پهلوی اطلاعات بسیار ارزشمندی از فعالیت‌های خیانت آمیز سران این فرقه وجود دارد؛ از جمله خاطرات روشنگرانة عده‌ای مانند فضل الله مهتدی معروف به صبحی، عبدالحسین آیتی و حسن نیکو و … که سال‌ها از نویسندگان و مبلغان زبدة بهائیت بوده و سپس توبه کرده و به دامان اسلام برگشته‌اند، بر خیانت‌های این فرقه صحه می‌گذارد. نفوذ و فعالیت گستردة بهائیان در سطوح بالای دستگاه اداری زمان پهلوی برکسی پوشیده نیست. برخی بهائیان با نفوذ در عرصه اقتصادی، کاملاً در جهت تقویت امور خود تلاش می‌کردند؛ مانند هژبر یزدانی، و ثابت پاسال مالک کارخانه پپسی کولا، مهندس ارجمند رئیس کارخانه ارج. تمام این‌ها نشانه‌های پیوندهای مستحکم و آشکاری است که بین سران بهائی و دولت پهلوی بود حتی هم زمان با دوران نهضت ملی نفت به بعد، به ویژه سال ۱۳۳۲ش فعالیت گسترده و سازماندهی شده‌ای از سوی بهائیان ایران در ارتباط با رژیم اشغالگر قدس آغاز شد. آنان، طی آن فعالیت‌ها، برنامه بلند مدت ده ساله را در دستور کار خود قرار داده و این برنامه را به نظر شاه رسانده بودند. در بخشی از آن آمده است: … بطوری‌که فوقاً به عرض رسید، از مفاد نامه‌ها و بخشنامه‌های صادره محفل مرکزی چنین استنباط می‌گردد که هدف نهایی، ازدیاد وابستگان به فرقه بهائی و تا حداکثر امکان نفوذ در تمام قسمت‌ها و نقاط کشور به خصوص در میان مردم دهات و ایلات و عشایر است … .[۴] در دستورات محفل بهائیان راهکارهای رسیدن به اهداف تشکیلات ارائه شده بود که از آن جمله راه‌اندازی محافل در نواحی فاقد محفل و دایر کردن کلاس‌های آموزشی بوده است. از موضوعات جالب توجه، هم زمانی پایان برنامه ده سالة اول بهائیان با اوج گیری نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه بود. حضرت امام خمینی رحمه الله علیه بهائیان را عمّال اسرائیل غاصب خطاب کرد: «آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست‌های حسابی به دست این فرقه است که حقیقتاً عمال اسرائیل هستند. خطر اسرائیل، برای اسلام و ایران بسیار نزدیک است».[۵] حضرت امام خمینی رحمه الله علیه از تسهیلات دولت برای مسافرت دو هزار نفر از این فرقه ضاله، در سال ۱۳۴۲ش به قصد شرکت در اجتماع پانزده هزار نفری بهائیت برای معارفه گروه نه نفری رهبران بهائیت چنین فرمود: «دو هزار نفر را با کمال احترام، با دادن پانصد دلار ارز به هر یک و هزار و دویست تومان تخفیف هواپیما که بروند چه بکنند؟ بروند در جلسه‌ای که بر ضد اسلام در لندن تشکیل شده است، شرکت کنند!»[۶] حضرت امام قدس سره در جای دیگر فرمود: این وضع نفت ما؛ این وضع ارز مملکت ما؛ این وضع هواپیمایی ما؛ این وضع وزیر‌ ما؛ این وضع همة ما؛ سکوت کنیم باز؟ هیچ حرفی نزنید؟ حرف لله نزنیم؟ ناله هم نکنیم؟ … این سکوت مرگبار، اسباب می‌شود که زیر چکمة اسرائیل، به دست همین بهائی‌ها، این مملکت ما، نوامیس ما پایمال شود. وای بر ما! وای برای اسلام! وای برای مسلمین! ای علما! ساکت ننشینید… استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهیونیست‌ها است که در این حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه می‌کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شؤون، ساقط می‌کنند. تلویزیون ایران، پایگاه جاسوسی یهود است و دولت‌ها ناظر آن هستند و آن را تأیید می‌کنند … .[۷] بهائیان در اواخر سال ۱۳۴۳ش برنامة دیگری تهیه کردند، آن هم پس از تبعید امام رحمه الله علیه. این برنامه دوم بهائیان نُه ساله بود و تا سال ۱۳۵۴ ادامه یافت. در طول این برنامه که با حمایت محمدرضا پهلوی، آمریکا و اسرائیل غاصب بود، همة ارگان‌های رسمی کشور در اختیار بهائیان بود. از اسناد و گزارش‌های موجود در مراکز اسناد انقلاب اسلامی به وضوح استفاده می‌شود هر چه به دوران پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک می‌شدیم، نفوذ روزافزون و همه‌جانبه این فرقة استعماری در همة ارکان حکومت افزون‌تر می‌شد. از طرفی جسارت و جرئت بهائیان در سطح جامعه و مجامع دانشگاهی افزایش می‌یافت، تا جایی که به وابستگی خود به بیگانگان افتخار می‌کردند و از بیان علنی این امر، ابایی نداشتند.</span></span></p>
<p>ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<p>[۱]. خاطرات ارتشبد حسین فردوست : ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۸، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، ج۱، ص۳۷۷٫<br />
[۲]. سیدسعید زاهدانی،بهائیت در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، سوم، تهران، ص۲۴۷ و ۲۴۸٫<br />
[۳]. همان، ص۲۵۱، گزارش به ساواک در تاریخ ۱۹/۵/۱۳۵۰٫<br />
[۴]. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت آذربایجان (به نقل از ماهنامه زمانه، سال ۶، شماره ۶۱)، ۱۳۸۶ش، ص۷۸٫<br />
[۵]. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱، ص۴۴٫<br />
[۶]. همان، ص۱۲٫<br />
[۷]. همان، ص۳۴ و ۳۵٫</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/214.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محمد رضا شاه پهلوی و بهائیان</title>
		<link>http://www.baharoom.com/211.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/211.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2010 06:21:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهائیت و عصر پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[خانه علی محمد باب شیراز]]></category>
		<category><![CDATA[شاهچراغ]]></category>
		<category><![CDATA[فراماسونری]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا شاه]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=211</guid>
		<description><![CDATA[در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، بهائیان روندی روبه رشد داشته‌اند. شاه هم آنان را بی خطر می‌دانست و از آنان حمایت می‌کرد. حتی برخی عناصر مهم بهائیان در دستگاه‌های دولتی، اجرایی، اقتصادی و غیره حضور فعال داشتند. مراکز مذهبی بهائیان، مانند حظیرة القدس به سرعت ساخته و بر رونق آن افزوده شده بود. 
البته روند رو به رشد بهائیان در این دوره با شعارهای مذهبی و ادعاهای وابستگی به مکتب تشیع محمدرضا چندان سازگار نبود. او با تکیه بر آنان، مقابل فرهنگ غالب مردم و اقتدار روحانیت ایستاد.
...................................]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، بهائیان روندی روبه رشد داشته‌اند. شاه هم آنان را بی خطر می‌دانست و از آنان حمایت می‌کرد. حتی برخی عناصر مهم بهائیان در دستگاه‌های دولتی، اجرایی، اقتصادی و غیره حضور فعال داشتند. مراکز مذهبی بهائیان، مانند حظیرة القدس به سرعت ساخته و بر رونق آن افزوده شده بود.<br />
البته روند رو به رشد بهائیان در این دوره با شعارهای مذهبی و ادعاهای وابستگی به مکتب تشیع محمدرضا چندان سازگار نبود. او با تکیه بر آنان، مقابل فرهنگ غالب مردم و اقتدار روحانیت ایستاد. همچنین از بهائیان به عنوان کارگزار استفاده کرد و در صورت مشاهدة خطری از جانب آنان، آنان را توسط نیروهای مذهبی کنترل می‌کرد. شاه در اصل، با استفاده از فرهنگ غیرشیعی باور داشت که با این نوع سیاست می‌تواند در راستای استحاله فرهنگ مذهبی ـ ملی، حمایت بیگانگان را جلب کند و با استفاده از تضاد بین آنان و مردم، اهرم کنترل آنان را در دستان خویش داشته باشد؛ چرا که ایران نزد بهائیان از قداست ویژه‌ای برخوردار بود.<br />
دراین دوره بود که بهائیان هم با تأسیس تشکیلات گسترده‌ای با مرکزیت اسرائیل غاصب به تقویت جایگاه خویش پرداخته بودند. از طرفی رژیم پهلوی نیز حضور مذهب شیعه و روحانیت را برای خود مانع بزرگ می‌دانست؛ لذا باید برای تضعیف آن از همه ابزارهای مناسب سیاسی و فرهنگی موجود بهره می‌گرفت. یکی از این ابزارها، تقویت گروه‌ها و گرایش‌های انحرافی‌ای بود که حیات خود را در مرگ روحانیت و نابودی شیعه می‌دانستند و بهائیت، یکی از این گروه‌های انحرافی بود. از طرفی شاه نیازمند کمک‌های قدرت‌های خارجی بود، و آن‌ها هم از عناصر انحرافی حمایت می‌کردند. همچنین این گروه‌ها هم به حمایت قدرت‌های خارجی نیازمند بودند؛ به ویژه بهائیان که با سابقه سیاه دیرین و همکاری با کانون‌های استکباری روس وانگلیس و خوش‌خدمتی‌های زیادی که به آن‌ها کرده بودند، دارای زمینة مناسبی برای پیشبرد مقاصد سلطه جویان جهانی بودند.<br />
پیوند و همکاری رژیم پهلوی، به ویژه در نیمه دوم سلطنت محمدرضا یعنی دوران سرکوب خونین جنبش اسلامی ملت به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه و سلطه مستشاران آمریکایی و کارتل‌های نفتی وتسلیحاتی و … بر سرنوشت ایران با توجه به این داد و ستد استعماری قابل فهم است. بهائیان نه تنها مورد حمایت شاه قرار گرفتند، بلکه مورد حمایت رئیس جمهور آمریکا و اسرائیل غاصب نیز بودند. بهائیان ایران نیز مانند سایر بهائیان جهان، جاسوسی برای اسرائیل را یک وظیفه افتخارآمیز برای خود می‌دانستند. آنان، علاوه بر تبریک پیروزی اسرائیل غاصب در جنگ شش روزه با اعراب، گستاخی را به جایی رساندند که مبالغ هنگفتی پول برای کمک به ارتش غاصب اسرائیل جمع‌آوری کردند. پول جمع‌آوری شده حدود ۱۲۰ میلیون تومان بود که در ظاهر برای بیت‌العدل در حیفا فرستاده می‌شد؛ ولی منظور اصلی، کمک به ارتش اشغالگر بود. مقدار قابل ملاحظه‌ای از این پول، به وسیله حبیب ثابت بهائی پرداخت شده بود.[۱]<br />
شاه، به بهائیان حسن ظن داشت و حتی مسؤولیت‌های عالی مملکت را به بهائیان واگذار کرد. آنان هم در تضعیف اقتصاد و فرهنگ اسلامی کشور کوشیدند؛ برای نمونه حتی اجناسی را که در ایران ارزان‌تر تولید می‌شد، از خارج وارد می‌کردند. شاه معتقد بود بهائیان ایران، بر ضد او توطئه نخواهند کرد. بنابراین وجودشان درمناصب دولتی برای او مفید تلقی می‌شد. بهائیان هم از این موقعیت برای ثروتمند شدن و در دست گرفتن اقتصاد کشور سود می‌جستند و با استفاده از نفوذ سیاسی، در غصب اموال دیگران می‌کوشیدند. در واقع بهائیان چنین تصور داشتند که ایران همان ارض موعود است که باید نصیب بهائیان شود؛ لذا برای تصرف مشاغل مهم سیاسی در این کشور منعی نداشتند. البته بهائیان واقعاً احساس ایرانیت را نداشتند و این کاملاً محسوس بود و طبعاً این افراد جاسوس بالفطره بودند.[۲]<br />
در مجموع دستگاه اجرائی محمدرضا پهلوی تا حد زیادی در اختیار بهائیان قرار گرفت و با ارتباطاتی که با کشورهای خارجی؛ به ویژه اسرائیل غاصب و انگلستان داشتند، در حقیقت کارگزاران آنان در ایران بودند. شاه، آن‌قدر بهائیان را دوست می‌داشت که حتی راضی نمی‌شد آسیبی به اماکن آن‌ها وارد شود. در یکی از سفرهای محمد رضا به شیراز، پس از زیارت حضرت احمد بن موسی <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba">شاهچراغ</a> علیه السلام آیت الله سید نورالدین حسینی هاشمی در مقابل شاه دستور داد خانة سید علی محمد باب که حدود دویست متر از <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba">شاهچراغ</a> فاصله داشت، تخریب شود. این دستور موجب شد که شاه ناراحت شود، و با اعتراض، مسافرت خود را به شیراز نیمه تمام گذاشته و به تهران بازگردد.[۳] این حرکت، حمایت و تأیید بهائیان توسط شاه بود. بهائیان هم با استفاده از حمایت شاه و ساختار دولت توانستند به شمار خود بیفزایند و ثروت و قدرت بسیاری کسب کنند. به گفته فردوست، شاه در جریان رشد و نفوذ بهائیان قرار داشت. او می‌گوید:<br />
یکی دیگر از فرقه‌هایی که توسط ادارة کل سوم ساواک با دقت دنبال می‌شد، بهائیت بود. شعبة مربوطه، بولتن‌های نوبه‌ای (سه ماهه) تنظیم می‌کرد که یک نسخه از آن از طریق من به اطلاع محمدرضا می‌رسید. این بولتن، مفصل‌تر از بولتن فراماسونری بود؛ اما محمدرضا از تشکیلات بهائیان و به‌خصوص افراد بهائی در مقام مهم و حساس مملکتی اطلاع کامل داشت و نسبت به آن‌ها حسن خلق نشان می‌داد.[۴]<br />
پروین غفاری نیز تأیید می‌کند که شاه، روحیه مذهبی نداشت و بیشتر مقامات دولتی و سرمایه‌دارانی که با کاخ او در ارتباط بودند، بهائی بودند و شاه هم از هیچ گونه کمکی به آنان دریغ نداشت.[۵] برادر شاه هم در محفل بسیار خصوصی گفته که شاه شخص بی‌عرضه‌ای است و با حمایت انگلیس و آمریکا و نمایندگان آنان در ایران یعنی بهائیان و فراماسون‌ها روی کار است.[۶]</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">[۱]. روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، تهران، ۱۳۸۲ش، ص۳-۱۷۲٫<br />
[۲]. خاطرات ارتشبد حسین فردوست : ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۸، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج۱، ص۳۷۴ و ۳۷۵٫<br />
[۳]. سید سعید زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، سوم، تهران، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۱٫<br />
[۴]. حسین فردوست، پیشین، ج۱، ص۳۷۴٫<br />
[۵]. پروین غفاری ، تا سیاهی در دام شاه، مرکز ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۷۶ش، ص۶۴٫<br />
[۶]. همان، ص۸۴ ـ ۸۵٫<br />
</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/211.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هژبر یزدانی به روایت سند</title>
		<link>http://www.baharoom.com/206.html</link>
		<comments>http://www.baharoom.com/206.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 10:38:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آقای همامهر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهائیت و عصر پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سند]]></category>
		<category><![CDATA[هژبر یزدانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.baharoom.com/?p=206</guid>
		<description><![CDATA[گزارشی از طرف فردی به نام سید ضیاء اشکوری در مورد هژبر یزدانی ، بهائی معروف و قطب اقتصاد ایران در عصر پهلوی
.....................................]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff0000;">گزارشی از طرف فردی به نام سید ضیاء اشکوری در مورد <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%87%da%98%d8%a8%d8%b1-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c">هژبر یزدانی</a> ،</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff0000;"> بهائی معروف و قطب اقتصاد ایران در عصر پهلوی</span></span></span></p>
<p><img src="http://www.ir-psri.com/pic/Documents/Document155_1.jpg" alt="" width="434" height="650" /></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #800000;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">برگردان <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d8%b3%d9%86%d8%af">سند</a> : </span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #800000;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">موضوع : اظهارات سید ضیاء اشکوری</span></span></span></p>
<div><span style="color: #800000;"></span></div>
<p> </p>
<p><span style="color: #800000;"></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">نامبرده بالا اظهار داشته است <a href="http://www.baharoom.com/tag/%d9%87%da%98%d8%a8%d8%b1-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c">هژبر یزدانی</a> یکی از سران بهائی در مجلس بیان داشته چون ادارات ایران مخصوصا ژاندارمری و ارتش پول پرست هستند همه کاری می شود کرد مثلا با اینکه شاهنشاه آریا مهر حساسیت زیادی در مورد اصلاحات ارضی دارند مالک یک ده نزدیک حضرت عبدالعظیم با زارعین اختلاف داشت من با سی هزار تومان آن ده را از مالک خریدم سپس با ژاندارمری تبانی کردم و با کمک ژاندارمری تمام زارعین را از ده بیرون نمودم و افرادی از خودم بجای آنان گماردم و رفتم از اصلاحات ارضی بازرس آوردم از هر کس سوال شد گفت دراینجا کارگر هستم و به این صورت ده را تصرف نمودم و زارعین قبلی هم هر کجا شکایت نمودند ترتیب اثری داده نشد . اشکوری اضافه نمود یزدانی با تیمسار هاشمی نژاد دوست شده و برایش خیلی هم خرج می کند و از دوستی با تیسمار سوء استفاده می کند</span></span></p>
<p> </p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.baharoom.com/206.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
